X
تبلیغات
زولا

پسماندها و بازیافت

اخبار مربوط به زباله و بازیافت
یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

پیشگیری از مسمویت با گاز منوکسید کربن - قاتل نامرئی

سال‌‌ هاست که عنوان جدیدی در « مرگ ‌ومیر ایرانیان » مطرح شده است و نام آن را « مرگ خاموش » یا مرگ توسط « قاتل نامرئی » گذاشته‌ اند .
« قاتل نامریی » نامی است که مردم و مسوولان روی « گاز دی‌اکسید کربن » گذاشته‌ اند و معمولا به خاطر « عدم نصب مناسب » لوله ‌های « خروج گاز » از « آبگرمکن » و « بخاری در فضا » پخش شده و باعث « مرگ شهروندان » می ‌شود . متأسفانه تعدادی از شهروندان به « توصیه‌ های ایمنی » در باره نصب صحیح « لوله‌ های انتقال گاز » ، « عدم نصب بخاری‌ های گازسوز » در محل‌ های « خطرناک » مانند حمام‌ ها و دیگر توصیه‌ ها توجه نمی ‌کنند و با آغاز « فصل سرما » شاهد افزایش نگران‌ کننده « مرگ‌ و میر » ‌های اینچنینی هستیم .
سردرد، گیجی و خواب آلودگی از علائم تماس طولانی با گاز منوکسیدکربن است. فرد در تماس طولانی با منوکسید کربن، دچار تهوع، استفراغ و تپش قلب می شود و تماس با مقادیر بالای co می تواند سبب کاهش هوشیاری برای جلوگیری از مسمومیت با منوکسید کربن ، از نگهداری کودک در داخل خودروی روشن ودر پارکینگ های طبقاتی خودداری کنید و به محض رسیدن به این نوع پارکینگ ها، کودک را از خودرو خارج کرده و به فضای آزاد ببرید.
در دود سیگار مقادیری از گاز منوکسید کربن موجود است و این گاز می تواند در اثر مصرف طولانی مدت سیگار سبب بروز مسمویت مزمن در افراد سیگاری شود. مسمومیت با گاز منوکسید کربن یکی از مرگبارترین انواع مسمویت ها است و تماس طولانی مدت با این گاز به ویژه در کودکان می‌تواند با بروز اختلالات رفتاری و کاهش حافظه و ضریب هوشی همراه باشد.
بخاری ‌های بدون دودکش ، قاتلان نامریی جدید چند سالی است که نوعی از « بخاری ‌های گازسوز » بدون نیاز به « دودکش روانه » بازار شده است که به گفته بسیاری از فروشندگان و تولید کنندگان بیشتر برای محل‌ هایی مناسب است که تردد و « انتقال اکسیژن » در آنها بالا است و نگرانی بابت اینکه « گاز منواکسید کربن » در آن فضا متراکم شود وجود ندارد . اما برخی از شهروندان بدون توجه به این موضوع ، اینگونه « بخاری ‌های گازسوز » را برای « مصارف خانگی » انتخاب می ‌کنند و متأسفانه فروشندگان هم کمتر در باره این موضوع اطلاع ‌رسانی می ‌کنند .
استفاده از بخاری‌های بدون دودکش تنها در محیط هایی که دارای تهویه و جریان مناسب هوا می‌باشند مجاز است و افراد با جدی گرفتن هشدارهای مربوط به استفاده از وسایل گرمایی، می‌توانند خانواده خود را از معرض مرگ خاموش در امان نگه دارند. سردرد، گیجی و خواب آلودگی از علائم تماس طولانی با گاز مونوکسیدکربن است. افراد در تماس طولانی با منوکسید کربن، دچار تهوع، استفراغ و تپش قلب می‍ شوند و تماس با مقادیر بالای co می‌تواند سبب کاهش هوشیاری و مرگ شود. در هنگام استفاده از بخاری‌های نفتی و گازی، جهت پیشگیری از مسمومیت با گاز منوکسید کربن، اطمینان از نصب صحیح و کارکرد مناسب دودکش ها الزامی است.

● مهمترین نکات در پیشگیری از مسمومیت ناشی از گاز منوکسید کربن
1- علایم تماس طولانی با منوکسید کربن، سردرد، گیجی و خواب آلودگی می باشد. در ادامه تماس، فرد مسموم دچار تهوع، استفراغ و تپش قلب می شود. تماس با مقادیر بالای CO می تواند سبب کاهش هوشیاری و مرگ شود.
2- در هنگام استفاده از بخاری های نفتی و گازی، جهت پیشگیری از مسمومیت با گاز منوکسید کربن ، اطمینان از نصب صحیح و کارکرد مناسب دودکش ها الزامی است.
3- منوکسید کربن گازی بی رنگ، بی بو، بی مزه و غیر محرک است که در اثر سوختن ناقص سوخت های قسیلی مانند نفت، گاز، بنزین ، گازوئیل و ذغال چوب حاصل می شود.
4- مسمومیت با منوکسید کربن یکی از مرگبارترین انواع مسمومیت ها می باشد. برای پیشگیری از بروز آن توصیه های ایمنی در مورد استفاده از وسایل حرارتی را رعایت نمایید.
5- آیا می دانید علایم و نشانه های مسمومیت با گاز منوکسید کربن می تواند به صورت بسیار متفاوت در افراد ظاهر شود؟
6- آیا می دانید در برخی موارد علایم ونشانه های مسمومیت با گاز منوکسید کربن به صورت اختلالات گوارشی مانند تهوع و استفراغ در فرد ظاهر می شوند؟

7- آیا می دانید تماس طولانی مدت با مقادیر کم گاز منوکسید کربن می تواند فرد را به بیماری های قلبی- عروقی مبتلا سازد؟
8- تماس طولانی مدت با گاز منوکسید کربن بویژه در کودکان، می تواند با بروز اختلالات رفتاری و کاهش حافظه و ضریب هوشی همراه باشد.
9- برای جلوگیری از مسمومیت با منوکسیدکربن، از نگهداری کودک در داخل خودروی روشن و در پارکینگهای طبقاتی خودداری کنید.
10- برای جلوگیری از مسمومیت با منوکسیدکربن، به محض رسیدن به پارکینگهای طبقاتی زیرزمینی یا سرپوشیده، کودک را از خودرو خارج کرده و به فضای آزاد ببرید.
11- آیا می دانید در دود سیگار مقادیری از گاز منوکسید کربن موجود است و این گاز می تواند در اثر مصرف طولانی مدت سیگار سبب بروز مسمومیت مزمن در افراد سیگاری گردد؟
12- آیا می دانید مواردی از مسمومیت های کشنده با منوکسید کربن در رانندگانی گزارش شده است که برای گرم کردن خودروی خود در فصول سرد سال از گاز پیک نیکی استفاده نموده اند.
13- استفاده از بخاری های بدون دودکش تنها در محیط هایی که دارای تهویه و جریان مناسب هوا می باشند مجاز است. از بکار بردن این وسایل در محیط های بسته و فاقد جریان هوا خودداری نمایید.
14- آیا می دانید حضور در پارکینگ های در بسته که در آن اتومبیل با موتور روشن وجود دارد خطر بروز مسمومیت با منوکسید کربن را به همراه دارد؟
15- با جدی گرفتن هشدارهای مربوط به استفاده درست از وسایل گرمایی، خانواده خود را از معرض ” مرگ خاموش ” مصون نگه دارید.
پیشگیری از مسمومیت با گاز CO بسیار ساده است:
۱) استفاده از وسایل گرمایشی استاندارد در پیشگیری از این مسمومیت از اهمیت بالایی برخوردار است و بخاری های بدون دودکش به هیچ عنوان از تولید گاز CO جلوگیری نمی کند.
۲) کنترل و انسداد منافذ مسیر دودکش قبل از راه اندازی بخاری بهترین راه پیشگیری از بروز حوادث مسمومیت به شمار می رود.
۳) دقت و توجه به داغ بودن دودکش نیز بهترین آزمایش سلامت دودکش است. اگر لوله دودکش بخاری شما سرد است دلیل آن خارج نشدن محصولات احتراق و گازهای سمی ازدودکش است دراین صورت باید ضمن رفع نقص، به طور موقت با بازکردن قسمتی ازدر یا پنجره تهویه در محیط ایجاد نمائید.
۴) همچنین داشتن کلاهک مخصوص برای دودکش در پشت بام ها برای جلوگیری از عدم بروز خاموشی بخاری و به دنبال آن انتشار گاز اهمیت بالایی دارد.
۵) رنگ شعله بخاری و وسایل پخت و پز باید آبی باشد، و چنانچه رنگ شعله قرمز، زرد و یا نارنجی باشد، حتما نقص در سوخت رسانی و کمبود اکسیژن در محیط است که سریعا باید تعمیر و سوخت رسانی شود. اگر رنگ شعله بخاری آبی نباشد ممکن است هوای کافی به بخاری نرسیده و تولید گاز منواکسید کربن کند.
migna.ir ۶) در صورت استفاده از وسایل گرمایشی مانند بخاری و شومینه، نباید تمامی روزنه های جریان هوا در منزل و به ویژه اتاق خواب مسدود شود.
۷) از نصب آبگرمکن در حمام، روشن کردن شعله های اجاق گاز در آشپزخانه جهت گرم نگه داشتن محیط داخل خانه، جدا خودداری کرد.
۸) لوله شومینه مشترک برای چند واحد در صورت کوچک بودن سایز مجرای خروجی و لوله کشی آن باعث برگشت دود از شومینه روشن طبقات پایین به داخل آپارتمان در شومینه خاموش طبقات بالاتر می گردد. ۹) انتهای کلیه دودکش ها باید حداقل یک متر از سطح بام و حداقل یک متر از دیوار جانبی بام فاصله داشته و دارای کلاهک مخصوص (به شکل H) باشد. ۱۰) دودکش و اتصالات آن باید از جنس مقاوم و بدون هیچگونه منفذ یا نشتی در سرتاسر آن باشد و به کارگیری لوله های آکاردئونی آلومینیومی مجاز نیست.
۱۱) شیب لوله های افقی درداخل واحدها باید مثبت و روبه بالا و ارتفاع عمودی لوله دربیرون حداقل سه برابر طول افقی آن باشد.
۱۲) قطر لوله دودکش باید مساوی یا بزرگتر از قطر لوله خروجی دستگاه گازسوز باشد.
۱۳) اگر فضای خود را با شوفاژ و سیستم حرارت مرکزی گرم می کنید درزبندی و بستن منافذ به منظور جلوگیری ازاتلاف حرارتی بلاملانع می باشد.
۱۴) درصورتیکه از بخاری های گازسوز به منظور گرمایش محیط استفاده می کنید حتما مختصری تهویه از طریق درب یا پنجره در فضا ایجاد نمائید و از درزبندی و بستن کامل منافذ خودداری کنید.
۱۵) از قراردادن لوله خروجی بخاری به داخل ظرف آب جدا خودداری کنید.
۱۶) از به کار بردن وسایل گرمایشی بدون نصب دودکش و یا دارای نقص در دودکش جدا خودداری کنید.
۱۷) آب گرمکن های دیواری گازی اگر به مدت طولانی روشن باشند خطرناک می شوند.
۱۸) به کارگیری آب گرمکن های دیواری درفضاهای بسته یا مکان های فاقد جریان هوا، مجاز نیست.
۱۹) هر وسیله گازسوز باید دارای یک دودکش مستقل و منتهی به فضای بیرون باشد.
۲۰) سرتاسر مسیر دودکش ها را به منظور اطمینان از هدایت مناسب محصولات احتراق به فضای بیرون کنترل و اطمینان حاصل کنید.
۲۱) هیچگاه کباب پز یا منقل را درون خانه، گاراژ یا محوطه بسته استفاده نکنید.
۲۲) هیچگاه از چراغ یا بخاری نفتی یا گازی که فاقد دودکش است، درون خانه، به خصوص هنگام خواب استفاده نکنید. ۲۳) درون خانه، به خصوص در محل خواب تان دستگاه هشدار مونوکسید کربن نصب کنید.
۲۴) تعمیر وسایل گرمایشی توسط افراد غیر مجرب و بی تجربه و یا نصب آنها توسط افراد خانواده باعث ایجاد خطر می شود

● علائم مسمومیت با گاز منواکسید کربن
علائم مسمومیت با منواکسید کربن می تواند طیف وسیعی از علائم را شامل شود که در بیماری های مختلفی دیده می شود. متاسفانه بسیاری از این علائم شبیه به علائم سرماخوردگی است و اکثر افراد فکر می کنند به دلیل سردی هوا دچار سرماخوردگی شده اند؛ سعی در خوابیدن می کنند. ابتلای تمام افراد خانواده به علایمی شبیه به آنفلوآنزا، بروز مسمومیت در افراد را نشان می دهد.
۱) سردرد
۲) ضعف جسمانی
۳) سرگیجه و بی قراری
۴) تهوع و استفراغ
۵) خمیازه کشیدن بیش از حد
۶) کاهش دید از علایم عمومی مسمومیت ها هستند.
۷) حالت خواب آلودگی شدید، کسلی، خستگی و کاهش قدرت عضلانی از جمله علایم اولیه مسمومیت در افراد به شمار می روند.
چنانچه افراد در این مرحله متوجه چنین علایمی شدند، با خارج شدن از فضای آلوده می توانند از پیشرفت مسمومیت پیشگیری کنند.

● علائم مراحل پایانی و نزدیک به مرگ
کبودی دست، دور لب ها و نوک انگشتان از علایم پایانی مسمومیت با گاز CO به شمار می روند که در نهایت فرد دچار تنگی نفس شده و فوت می کند.
● گروه های در معرض خطر تمامی افراد در معرض خطر قرار دارند ولی کودکان، زنان باردار و سالمندان جزو گروه آسیب پذیر و در معرض خطر بیشتری با منواکسید کربن هستند و علایم مسمومیت در آنها سریع و با شدت بیشتری ایجاد می شود. همچنین غلظت گاز منواکسید کربن در فضای اتاق در ایجاد مسمومیت بسیار موثر است.

● چگونگی برخورد با افراد مسموم شده با گاز منواکسید کربن
۱) فرد مسموم را از محیط آلوده به هوای آزاد منتقل کنید.
۲) یقه پیراهن و کمربند و لباس های تنگ افراد مسموم را باز کنید.
۳) درصورت امکان اکسیژن دهی به فرد مسموم شده
۴) باز نگه داشتن راه های هوایی و تماس با اورژانس ۱۱۵ در مراحل بعدی درمانی باید مورد توجه قرار گیرد.
به یاد داشته باشید که خارج کردن افراد مصدوم از محیط آلوده و قرار گرفتن در محیط باز از مهمترین اقدامات پیشگیرانه محسوب می شود

فرق خفگی منواکسیدکربن با دی اکسیدکربن از نظرعلائم چیست؟
منواکسیدکربن گازی است بسیار خطرناک، که علائم حاصل از مسمومیت با این گاز عمدتا" شامل سردرد، سرگیجه، ضعف، تهوع، گیجی و استفراغ است و مقادیر زیاد این گاز می‌تواند منجر به بیهوشی و مرگ شود.
منواکسیدکربن گازی است بی‌رنگ، بی‌بو و بی‌مزه که هیچ اثر تحریکی نیز ندارد.
این گاز در اثر سوخت ناقص مواد آلی ایجاد می‌شود به طوری که با سوخت بخاری‌های نفتی یا زغالی و یا هر وسیله دیگری که طی آن ترکیبات آلی هیدروکربن‌ها بسوزند این گاز خطرناک تولید می‌شود.
هرگاه فشار گاز دی اکسید کربن که در حالت عادی برابر با 0.3 میلی متر جیوه ( برابربا 0.04 درصد حجمی هوا)است به بالاتر از 50 میلی متر جیوه (حدود 7 درصد حجمی هوا )افزایش یابد تغییرات بسیار شدید و افزایش فشار گاز دی اکسید کربن بر حسب میلیمتر جیوه با سپری شدن زمان در یک اتاق سه در چهار که هفت نفر فرد بالغ در آن تنفس می کنند ولی بدون روشن بودن هر گونه وسایل گرمازای گاز سوز اگربه هر دلیلی فشار گاز دی اکسید کربن در هوای محیط افزایش یابد و یا از فشار گاز اکسیژن کاسته گردد ، مشکلات جدی تنفسی ،خفگی و مــــــــرگ ، می تواند اتفاق بیافتد .
افزایش و تجمع گاز دی اکسید کربن در بدن که اصطلاحاً به آن هیپرکاپنی گفته می شود ،می تواند باعث ضعف عمومی سیستم عصبی مرکزی از جمله مرکز کنترل تنفس شده ، سردرد ، اغتشاش شعور(کانفیوژن ) ، کٌما و حتی مـــــــرگ را به دنبال داشته باشد.
خفگی و گاز گرفتگی همیشه ناشی از افزایش گاز دی اکسید کربن و یا کاهش گاز اکسیژن درهوای محیط نیست ،بلکه گاهی اوقات خفگی و گاز گرفتگی ناشی از استنشاق گازهای سمّی می باشد.
یکی از خطرناک ترین این گازها که می تواند سبب مسمومیت تنفسی و مرگ گردد ، گاز مونواکسید کربن می باشد. در واقع مونواکسید کربن جای اکسیژن را درخون گرفته وباعث خفگی میگردد ولی دی اکسید کربن با کاهش اکسیژن محیط سبب مرگ میگردد.

پزشکان بدون مرز
سیمرغ
میگنا
یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

کشف روش جذب گربه سانان

یک تیم تحقیقاتی از انجمن حفاظت از حیات وحش باغ وحش برونکس در نیویورک با آزمایش بر روی یک ماده ببر سیبریایی به نام "ساشا" دریافتند که یوزپلنگها، ببرها، پلنگها و در کل تمام گربه های بزرگ علاقه زیادی به بوی ادوکلن‌های مردانه دارند و به محض حس کردن رایحه این عطرها به سرعت جذب آنها می شوند. بنابراین مردانی که عادت به استفاده از ادوکلن دارند مراقب باشند که یک ببر 200 کیلویی با یک دم دراز را به طرف خود جلب نکنند.
از مدتها قبل دانشمندان می دانستند که حس بویایی گربه سانان بسیار بهتر از حس بویایی انسان عمل می کند. اکنون این محققان با انجام این آزمایش نشان دادند که می توانند برای جذب گونه های گربه سان در حال انقراض و پرورش آنها از ادوکلن‌های معروف استفاده کنند.
پلنگ
در این آزمایش، عطرهای مختلف بر روی ساشا آزمایش شد. در این آزمایش به روی یک درخت ادوکلن‌های مختلف را پاشیدند و زمان عکس العمل ماده ببر را نسبت به عطر مورد ارزیابی قرار دادند.
نتایج این تحقیقات نشان داد که این ببر به مدت دو ثانیه جذب عطری از محصولات شرکت Estée Lauder ، پانزده ثانیه مجذوب عطری از Revlon ، ده دقیقه جذب ادوکلنی از شرکت Nina Ricci و 11 دقیقه و 10 ثانیه شیفته محصولی از "کالوین کلین" شد.
این ادوکلن که بیشترین محبوبیت را نشان داد به گونه ای ساشا را مجذوب خود کرد که حتی از غذا خوردن صرف نظر کرد و برای مدت زمانی کنار درخت نشست و رایحه عطر را استنشاق کرد.
براساس گزارش وال استریت ژورنال، در 14 سال گذشته جانورشناسان و حافظان حیات وحش در حال انقراض به دنبال روشهایی برای جذب و کنترل گربه سانان بوده اند.
اکنون به نظر می رسد که این محققان روشی را برای جذب و مراقبت این حیوانات پیدا کرده باشند. هر چند با اعلام این نتایج این خطر وجود دارد که این حیوانات در معرض سوء استفاده شکارچیان قرار گیرند.
مهر

یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

گیاه جاتروفا معجزه قرن

گیاه جاتروفا گیاهی است فوق العاده سمی و پر انرژی و با درصد روغن فراوان که اتفاقا به هیچ عنوان امکان کاربرد خوراکی نداشته و از همه مهمتر در زمینهایی قابل کشت بوده که سایر گونه های کشاورزی خوراکی قابلیت کشت مناسبی ندارد و به اصطلاح در زمینهای لم یزرع قابل استحصال میباشد.

استخراج سوخت زیستی از گیاه جاتروفا تأمین انرژی جهان و چگونگی مصرف آن از دیرباز یکی از دغدغه های ذهن بشر و مباحث روز دنیا بوده و هست و انسان همیشه مجبور به جستجو برای یافتن راههایی برای کاهش هزینه های تولید آن کرده است . انرژی بستر حرکت های اقتصادی را تعیین می کند و به پیروی از آن حرکت های اجتماعی سیاسی و فرهنگی ملت ها جهت و شکل می گیرند . اهرم انرژی در دنیای کنونی به قدری حیاتی است که به طور مستقیم منافع ملی کشور ها را تحت تأثیر قرار داده و رابطه آنها با یکدیگر را تعیین می کند.

هم اینک دنیا با قدرت و سرعت به سمت تولید انرژی های پاک یا سوخت های متکی به طبیعت تجدید شونده روی آورده است . از اساسی ترین علل این مسئله استراتژی قطع وابستگی جهان اول به سوخت های فسیلی خاورمیانه است که در استراتژی مدیریت جهانی تبدیل به یک نگرانی بزرگ برای جهان اول شده است. در حقیقت جهان اول به دنبال استقلال تولید انرژی از خاورمیانه ، با روش هایی است که کمترین هزینه را برایش داشته باشد . بدین ترتیب تولید بایودیزل ها و بایواتانول ها جایگاه ویژه ای کسب کرده است . تقاضای جهانی سوخت های زیستی مدام در حال افزایش است و تا سال۲۰۱۴ به ۴۴ میلیارد تن در سال خواهد رسید ، یکی دیگر از علل افزایش تقاضا برای سوخت های زیستی ، عزم جدی جهان برای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی است که اکنون به یک نگرانی دائمی برای کشورهای دنیا تبدیل شده است و به نظر می رسد اگر مصرف سوخت های فسیلی به طور جدی کاهش نیابد ، کره زمین به همراه ساکنان آن روزهای سختی را پیش رو خواهد داشت. روزهایی که نشانه های آن ، با خشکسالی های پی در پی ، کاهش شدید بارندگی ها ، سیلاب های سهمگین ، گرمای بیش از حد ، انقراض گونه های گیاهی و جانوری به پیشواز آمده است . برای کشور ما ایران نیز دستیابی به تکنولوژی و خودکفایی در زمینه تولید مواد اولیه بایودیزل ها و بایواتانول ها حیاتی است و باید به عنوان یک راهبرد ملی در دستور قرار گیرد .

در روزگاری که مهمترین دغدغه مسئله زیست محیطی در کلان شهرها آلودگی هواست ، اگر کشوری بتواند به این تکنولوژی دست یابد علاوه بر اینکه در مصارف اقتصادی خود ، صرفه جویی می کند ، محیط زیست خود را نیز از آلودگی های ناشی از سوخت های فسیلی در امان نگاه می دارد . این موضوعی است که امروز دنیا را به فکر انداخته تا با همه توان سوخت های فسیلی را مغلوب سوخت های گیاهی کند و از این طریق علاوه بر اینکه انرژی های پاک آینده را از آن خود می کند ، هوای آلوده اش را هم به همراه سوخت های فسیلی دفن کند .

استفاده از سوختهای طبیعی یکی از راهکارهایی است که امروزه اکثر دانشمندان به دنبال تولید آن هستند . سوخت طبیعی به سوختی گفته می شود که با محیط زیست سازگار بوده و فاقد آلودگی باشد . یکی از این راه ها استفاده از روغن گیاه جاتروفا است ، روغنی که در حال حاضر می تواند به عنوان سوخت در هواپیما ها استفاده شود و می رود که کم کم خود را جایگزین سوختهای فسیلی نماید .
گیاه جاتروفا به دلیل داشتن ترکیبات سمی مثل لکتین و ساپونین و ترکیب سرطانزای phorbol مصرف خوراکی ندارد . دانه های جاتروفا حدودا ۴۰% روغن دارد . روغن به دست آمده از جاتروفا در هر هکتار ۱۰ برابر بیشتر از روغن ذرت و ۴ برابر بیشتر از روغن سویاست . این خصوصیات است که جاتروفا را به عنوان یک سوخت زیستی با صرفه مطرح می کند . تفاله های دانه های جاتروفا پس از روغن گیری باز هم قابل تخمیراست و می توان از آن به عنوان biomass الکل گرفت .
به طور کلی از دو روش جهت استفاده از سوختهای طبیعی استفاده می شود:
۱) در روش اول چغندر قند یا نیشکر یا نشاسته ذرت را به کمک مخمر ، تخمیر می کنند که محصول نهایی آن اتانل یا اتیل الکل هست . در اروپا سوختی به ماشین ها تزریق می شود که به جای تولید دی اکسید کربن ، متان تولید می کند . این سوخت از تخمیر مواد غذایی به دست آمده و به نحوی تولید آن منجر به تهدید امنیت غذایی جامعه می شود اما جاتروفا روغنی تولید می کند که سمی است و مصرف غذایی ندارد .
۲) در روش دوم استفاده از روغن گیاهان روغنی مثل روغن پالم ، ذرت ، سویا و اخیرا ً جاتروفاست . ویسکوزیته این روغن ها وقتی حرارت می بینند کم شده و مستقیما در موتورهای دیزلی قابل سوختن هستند . تولید سوخت های زیستی از این گیاه بدون انجام عملیات فرآوری مزیت اصلی جاتروفا است . استفاده از این سوخت نزدیک به ۸۰درصد از میزان انتشار دی اکسید کربن را نسبت به حجم مشابه سوخت فسیلی خود پائین می آورد .

پس از انجام فرآیندهای لازم روی بذر جاتروفا ، از آن به عنوان سوخت بیودیزل استفاده نموده و برخی مشتقات دارویی و بهداشتی و خوراکی داشته و در تهیه آفت کش ، تولید محصولات آرایشی و بهداشتی ، درمان بیماری های پوستی ،زخم های بدن ، رماتیسم ، دندان درد ، کنترل و پیشگیری از سرطان ، تهیه پادزهر و از تفاله آن به عنوان غذای دام استفاده می کنند . این درختچه از این منظر که چالشی برای امنیت غذایی و کاهش منابع آبی نیست ، توانسته است میان دو بخش کشاورزی و انرژی آشتی برقرار کند .

چون برای تولید آن باید جنگل کاری های وسیعی صورت پذیرد ، علاوه بر افزایش سطح فضای سبز و بیابان زدایی ، به ایجاد منافع حاصل از یک جنگل کاری مصنوعی نیز می انجامد . توسعه جاتروفا و بازاریابی آن فرصتی مناسب برای روستاییان بوده و می تواند سبب کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و تعدیل فقر در جوامع محلی شود .
بیودیزل در دنیا عمدتاً از ذرت ، سویا ، کلزا ، آفتابگردان و دانه های روغنی دیگر تولید شده است اما در این طرح از جاتروفای کاشته شده در اراضی فقیر و غیرقابل کشت استفاده می شود . از آنجایی که در پالایشگاه های تولید این سوخت ، سوخت گیاهی به دست می آید مضرات زیست محیطی و آلودگی آبهای زیرزمینی را در پی نخواهد داشت .
تولید سوخت بیودیزل ، در کشورهای هند ، چین ، مصر ، تایلند ، ویتنام ، اندونزی ، برزیل ، اردن و عربستان به صورت پایلوت درحال انجام است و فقط درکشورهند چند میلیون هکتار به کشت این گیاه اختصاص داده شده است .

از امتیازات ویژه این سوخت بالابودن درجه اکتان ، بالابودن محتوای اکسیژن و پائین بودن گوگرد است و در مجموع احتراق فوق العاده ای در خودرو ایجاد می کند حال این که این سوخت یک سوخت فسیلی نیست بلکه یک سوخت زیستی محسوب می شود .

امروزه یکی از مهمترین چالش هایی که سوخت های گیاهی در دنیا ایجاد کرده اند ، استفاده از موادغذایی برای تهیه آنها است ، در شرایطی که هم اکنون بیش از یک میلیارد نفر گرسنه در جهان وجود دارد، استفاده از هویج، ذرت و کلم برای به حرکت درآوردن موتور خودروها غیرمنصفانه به نظر می رسد .
این در حالی است که جاتروفا از تخمیر موادغذایی به دست می آید و نه تنها مصرف خوراکی ندارد که مسموم کننده هم هست ، بنابراین روغن آن بدون این که موادغذایی گیاهی را تهدید کند ، به عنوان سوخت بدون فرآوری موتورهای دیزلی را به حرکت درمی آورد.
یکی از سیاست های سازمان خوار و بار و کشاورزی (فائو) ، تبادل بذر و گونه های جدید این گیاه در میان کشورهای عضو است .
سال ۲۰۰۷ ژاپن هواپیمایی ساخت که با این سوخت پروازکرد . در ژوئن ۲۰۰۸ در تریرروژ ژاپن جشنواره ای به نام Fet Gwo Medsyen با حضور بیش از ۱۰۰۰۰ نفر برای به نمایش گذاشتن محصولات ساخته شده از روغن گیاهی jatropha به عنوان پیشگام در توسعه سطح این گیاه در کشت و کشاورزی و اقتصاد برگزار شد .
خطوط هوایی ژاپن و پیشتر از آن هواپیماهای جت۷۴۷ Air New Zealand روغن جاتروفا را به عنوان سوخت انتخاب کردند . در حال حاضر برخی از کشورها از دانه های روغنی جاتروفا برای تولید سوخت استفاده می کنند مثل خطوط هوایی نیوزلند و ژاپن که در سال 2008 از این سوختدر هواپیماها استفاده کردند.
موارد استفاده دیگر روغن دانه های جاتروفا در صنایع ساخت صابون سازی و شمع سازی و از پس مانده آن که حاصل از روغن کشی می باشد یه عنوان کود قوی و مغزی و همچنین از تفاله های آن برای تولید سموم آفت کش طبیعی استفاده می شود.
اولین خودرو با سوخت گیاهی در اندونزی نیز به حرکت در آمده ، این خودرو با سوخت روغن گیاه جاتروفا ‪ حرکت کرده و به آرامی از قله های سرد آتشفشانی فلورس و جزایر سومباوا و همچنین ییلاقات گرم جاوانیس عبور کرد و یک سفر سه هزار و ‪ ۲۰۰‬کیلومتری را در اندونزی با موفقیت به پایان رساند . این سفر از مبدا آتامبو در تیمور شرقی به مقصد جاکارتا پایتخت اندونزی انجام رفت .
شاید این خودرو اولین خودرو با سوخت بیودیزل خالص در جهان باشد اما در اندونزی قطعا اولین است . با وجود اینکه اندونزی از لحاظ سوخت فسیلی غنی است اما می داند که این ذخیره بی پایان نیست . اندونزی تنها ‪ ۳۲‬ تا ‪ ۲۵‬سال نفت ، ‪ ۶۰‬سال گاز و ‪ ۱۵۰‬سال زغال سنگ دارد . این سوخت گزینه ارزانتری نسبت به سوخت های فسیلی است و بالقوه می تواند به بهبود وضع مالی کشاورزان فقیر اندونزی در شرق این کشور کمک کند . گیاه "جاتروفا" برای کشت در مناطق خشک شرق اندونزی مناسب است.
مشخصات گیاه شناسی جاتروفا :
نام علمی : Jatropha curcas
نام خانواده : Euphorbiaceae
نام
گیاه جاتروفا گیاهی است فوق العاده سمی و پر انرژی و با درصد روغن فراوان که اتفاقا به هیچ عنوان امکان کاربرد خوراکی نداشته و از همه مهمتر در زمینهایی قابل کشت بوده که سایر گونه های کشاورزی خوراکی قابلیت کشت مناسبی ندارد
های دیگر : جاتروفا - یاتروفا - توبا - سامبو
نام این گیاه جاتروفا است. سالیان سال است که از دانه های روغنی برای تولید سوخت خودرو در کشور های مختلف استفاده میشود. حتما این موضوع را قبلا هم شنیده اید که سهم قابل توجهی از سوخت خودروها را در برخی کشورها روغن دانه های روغنی از قبل سویا ذرت افتابگردان و غیره تشکیل میدهند. ولی استفاده از این مواد ستم به مواد غذایی موردنیاز انسانهاست و از طرفی باعث میشود آب کشاورزی و نیز سطح زیر کشت وسیعی از اراضی قابل کشت کشاورزی برای تولید سوخت اشغال شود. همچنین این موضوع به شدت مورد اعتراض سازمان جهانی غذا است.
گیاه جاتروفا گیاهی است فوق العاده سمی و پر انرژی و با درصد روغن فراوان که اتفاقا به هیچ عنوان امکان کاربرد خوراکی نداشته و از همه مهمتر در زمینهایی قابل کشت بوده که سایر گونه های کشاورزی خوراکی قابلیت کشت مناسبی ندارد و به اصطلاح در زمینهای لم یزرع قابل استحصال میباشد. ضمنا این گیاه حدود 50 سال طول عمر دارد و نکته جالب اینکه مانند گاو که از همه اجزای آن میتوان سود برد این گیاه نیز علاه بر روغن سوختی(بیودیزل) از تفاله های آن برای تولید سموم آفت کش طبیعی و نیز کود گیاهی میتوان تولید کرد.
دانه های جاتروفا حدودا 40% روغن داره. روغن به دست اومده در هکتار جاتروفا 10 برابر بیشتر از روغن ذرت و 4 برابر بیشتر از روغن سویاست. تمام این خصوصیات جاتروفا رو به عنوان یه سوخت زیستی با صرفه مطرح می کنه.

گیاهان غیر خوراکی ، Jatropha Curcas (جی . سی) ، برای تولید سوخت زیستی به عنوان یک جایگزین برای سوخت های فسیلی سنتی در زنجیره تولید انرژی و توازن زیست محیطی محسوب می گردد . سرمایه گذاری در زمینه سوخت زیستی جی . سی در مناطق گرمسیر مانند کنیا و در کشور های خاص و کمتر توسعه یافته در حال رشد است .
جاتروفا انواع گوناگونی دارد که بومی مناطق امریکا ، کارائیب ، مکزیک و شیلی است. جاتروفا خوراکی نیست حتی برای تغذیه دام هم نمیتونیم ازش استفاده کنیم چون بسیار سمی هست که سمیت آن هم بخاطر ماده ایی به نام کورتین هست.
اما جاتروفا بسیار مقاوم به کم آبی و خشکی هست و برای جنگل کاری و احیاء بیابان های غیرقابل کشت عالی هست.
جدا از سمی بودن و مقاومت جاتروفا به خشکی این گیاه دارای چربی بسیار بالایی هست به طوری که از هر بذر 50 درصد روغن خالص بدست میاد که میشه بدون هیچ عملیات فرآوری و حتی ترکیبی ، به عنوان جایگزینی مناسب به طور مستقیم وارد موتورهای دیزلی شود. گونه هایی از این گیاه قابلیت تهاجمی دارند و بذر سبک تولید می کنند ، در حالی که بذرهای جاتروفا بسیار سنگین بوده و خصوصیت تهاجمی برای آن در هیچ کجای دنیا گزارش نشده است . جاتروفا در مراکش ، عربستان و اردن کشت شده و بر اساس تفاهم نامه ای بین هند و مصر به این کشور ها وارد شده است .

جاتروفا از جمله گیاهان خاص نواحی تروپیکال بوده که برای اولین بار ، ۳ هزار بذر آن از مصر وارد ایران شده تا در بندرعباس در نهالستان باغو کشت شود . در حال حاضر این گیاه مراحل سازگاری با شرایط اقلیمی منطقه را می گذراند . سرمایه گذاران بخش خصوصی استان گلستان در گنبدکاووس نیز قصد دارند نخستین واحد کشت و صنعت و پالایشگاه سوخت زیستی بیودیزل یا سوخت سبز را با استفاده از گیاه جاتروفا بسازند و به میزان۶۰ میلیون لیتر سوخت بیودیزل در کشور را تولید کنند . بذری که اصل آن متعلق به منطقه آمریکای جنوبی (برزیل) است و در هند و مصر کاشته و توسعه یافته است .
از ویژگی جاتروفا آن است که اگر پس از سه سال به بار بنشیند حدود شش تن بذر در هکتارتولید می کند از این میزان سه تن روغن به دست خواهد آمد . ، یعنی از هر بذر آن حدود ۵۰ درصد روغن خالص به دست می آید و بدون هیچگونه عملیات فرآوری و حتی ترکیبی به عنوان جایگزینی مناسب به طور مستقیم وارد موتورهای دیزلی می شود . دانه های آن را می توان به سوخت های زیستی موتورهای دیزلی تبدیل کرد و از آن می توان در تولید برق و سوخت مورد نیاز برای پخت و پز در خانواده های روستایی بسیار فقیر در مناطق خشک استفاده کرد .
ریشه های جاتروفا در جستجوی آب به اعماق زمین نفوذ می کند و در سطح زمین نیز گسترده می شود لذا برای جلوگیری از فرسایش خاک بسیار موثر است ، به گفته فائو سطح زیر کشت گیاه جاتروفا در سرتاسر جهان به نهصد هزار هکتار رسیده ولی پیش بینی می شود تا سال دو هزار و پانزده سطح زیر کشت این گیاه به دوازده میلیون و هشتصد هزار هکتار برسد .
این گونه نوعی بوته است که در مناطق استوایی و اراضی تخریب شده ، بیابان و حاشیه آن ، بسیار مقاوم و تکثیر آن آسان و دارای ساقه سخت بوده و دامنه اکولوژیک گسترده دارد ، در اراضی غیر قابل استفاده برای زراعت می تواند کشت شود و بدون هیچگونه آفتی به راحتی رشد کند . از سوی دیگر ، آب مورد استفاده برای کشت گیاه هرز آب هایی است که در کشاورزی قابل بهره برداری نیست و با پساب ها می توان آن را آبیاری کرد . نهال این گونه در ۳ ۲ سال ابتدایی نیاز به آبیاری داشته و پس از طی این دوره ، نیاز آبی بسیار کمی دارد . برای چرای دام نیز ارجحیتی ندارد . این گیاه تا سن ۵۰ سالگی خاصیت بذردهی خود را حفظ می کند .
جاتروفا دارای قدرت پا جوش دهی و حداکثر ارتفاع درخت ۳ متر است بذر باقالی شکل این گونه آن قدر سنگین است که امکان پخش آن در اراضی جانبی آن وجود ندارد و در زمین های دیم و کم بازده و شور با متوسط بارندگی ۲۵۰ میلی متر درسال رشد می نماید . منطقه اصلی پراکنش آن در اطراف خط استواست ، میزان روغن موجود در بذر جاتروفا ۴۵ ۳۷ درصد بوده و پایه سوخت بایودیزل را تشکیل می دهد این درخت پس از ۳ سال ، دوبار در بهار و تابستان بذر تولید کرده و هر درخت هر بار ۵ تا ۸ کیلوگرم بذر می دهد و در سال های پایانی عمر گیاه ، تولید بذر کاهش می یابد . روغن تولید شده بسیار ارزان و روغنی است که مستقیما ً می تواند به عنوان سوخت یا روغن موتور در موتورهای سنگین استفاده شود.
روغن بذر این گونه جایگزین مناسبی برای سوخت موتورهای دیزلی ، هواپیما و تانک ها است . این محصول در ایران در نهالستان منطقه باغو در بندرعباس به صورت آزمایشی کشت شده و کشت تجاری و تولید سوخت آن و تامین اعتبار آن در حال مطالعه و بررسی هست.کشت این محصول و پالایشگاه آن در شهرهای جنوبی از جمله بوشهر،بندرعباس و سیستان و لوچستان میتونه تاثیری زیادی بر اشتغال زایی و تامین معیشت مردم داشته باشد.
در ضمن این گونه گیاهی مانند گونه های کهور که حالت مهاجم دارند و در هر جا استفاده شوند بر گونه های بومی به علت پراکنش راحت بذرشون غالب میشن ف این حالت مهاجمی در جاتروفا به علت سنگینی بذرها وجود ندارد.

مزرعه جاتروفا :
از روشهای تکثیر این گیاه بذر هست :

1- بذرها رو میزارن بین پارچه مرطوب تا جوانه بزنه :



2 - بعد از کاشت جوانه از خاک خارج میشه :


نمایی از خزانه های تولید نشا جاتروفا که شبیه به خزانه ها تولید نشا گوجه در بوشهر هست :


جاتروفا رو از طریق قلمه ساقه هم میتوان تکثیر کرد :

خبر مرتبط :
تولید سوخت بیودیزل در ایران
عضو هیئت مدیره انجمن علمی جنگلبانی ایران گفت: با استحصال روغن از گیاه جاتروفا که به‏صورت پایلوت در بندرعباس کاشته شده است، کشور به تولید سوخت بیودیزل دست پیدا کرد.
به گزارش فارس، پیمان یوسفی آذر گفت: با استحصال روغن از گیاه جاتروفا که به صورت پایلوت در بندرعباس به مساحت 2.5 هکتار کاشته شده کشور به تولید سوخت بیودیزل دست پیدا کرد.
تولید بذر از گیاه «جاتروفا» برای نخستین بار در کشور و استحصال روغن از آن انجام شد.
عضو هیئت مدیره انجمن علمی جنگلبانی ایران با بیان اینکه تولید بذر از گیاه «جاتروفا» برای نخستین بار در کشور و استحصال روغن از آن انجام شد، افزود: این روغن به عنوان سوخت بیودیزل استفاده می‌شود که روشی مرسوم در دنیا است.
وی افزود: استفاده از سوخت بیودیزل تا 85 درصد باعث کاهش آلودگی و CO2 هوا و اثرات تغییر اقلیمی می‌شود، این گیاه باعث بهبود شرایط خاک شده و به دلیل مقاوم بودن به شرایط نامساعد رشد مناسبی دارد.
یوسفی گفت: به دلیل محدود بودن میزان سوخت فسیلی در دنیا کشورها به استفاده از سوخت بیودیزلی روی آورده‌اند و در سال‌های اخیر بخشی از زمین‌های کشاورزی به کشت محصولاتی مانند "جاتروفا " اختصاص یافته است.
وی با اشاره به نامه رئیس جمهور به حمایت از تولید این سوخت در کشور افزود: در کشور ما هم خیز بزرگی برای استفاده از این گیاه و سایر گیاهانی که می‌توان از آن سوخت دیزلی استحصال کرد برداشته شده است.
یوسفی گفت: اگر 3 هزار تا 4 هزار هکتار از این درختچه‌ در کشور کاشته شود برای 25 تا 30 هزار واحد تولیدی سوخت بیودیزل به‎دست می‌آید.
وی گفت: کشورهایی مانند هندوستان، برزیل و ژاپن در تولید این سوخت پیش‌تاز هستند و سایر کشورها هم به دنبال تامین سوخت‌های گیاهی می‌باشند.
وی افزود: در گام نخست 2.5 هکتار از گیاه جاتروفا در منطقه بندرعباس کاشته شده که بعد از 17 ماه به بذر نشسته و در شرایط آزمایشگاهی روغن استحصال شده است.
به گزارش خبر گزاری فارس، به دنبال پیش‎بینی اتمام زودهنگام سوخت‌های فسیلی در دنیا یکی از تئوری‌ها برای تامین سوخت آینده استفاده از سوخت حاصل از گیاهان است که به نام سوخت دیزلی معروف شده است. این سوخت از برخی گیاهان مانند ذرت، سورگوم، جاتروفا و ملاس چغندرقند و غیره استحصال می‌شود.
فائو پیش‎بینی کرده که طی 40 سال آینده به دلیل گرایش دنیا به کاشت این محصولات برای تامین سوخت سطح زیر کشت برای تامین مواد غذایی به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت اما در عین حال استفاده از گیاه برای تامین سوخت در آینده به عنوان روش مطمئن و قابل قبولی مطرح است.

تهیه کننده مطالب با اندکی تغییر از : بهروز سروش نیا

گردآوری : www.MIGNA.ir
منابع :
http://www.jatrofa.com/
http://www.turkmenstudents.com
خبرگزاری حقوق بشر ارکان خبری کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران۱۴/۱۱/۱۳۸۸
روزنامه ایران، شماره ۴۴۲۳ به تاریخ ۸/۱۱/۸۸، صفحه ۱۹ (محیط زیست)

http://www.hamshahrionline.ir/news
http://www.iranseda.ir/FullNews
خبرگزاری موج
یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

طبیعت‌دوستی ما از نوع تخریبی

فصل کوهپیمایی‌های بهاره و تابستانی در طبیعت ایران فرارسیده است. به گمانم جز اینکه به یکدیگر یادآوری کنیم ورود، حضور و خروج از عرصه‌های طبیعی نیاز به دانش، دقت و حساسیت بالایی دارد چاره دیگری نداریم. متولیان عرصه‌های طبیعی وظایف ذاتی خود را به درستی انجام نمی‌دهند.
قوانین بزرگ به سادگی نقض می‌شود و درست به همین دلیل ما باید به رعایت همین قواعد کوچکی که می‌توانیم رعایت‌شان کنیم، پافشاری کنیم. همین که یک کوله‌پشتی به دوش بگیریم و کفشی به پا کنیم اهل طبیعت نشده‌ایم. باور کنیم که نیاز به دانستن بسیاری چیزها داریم. برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد، آدم‌های اهل طبیعت از مهم‌ترین مخربین آن محسوب می‌شوند. کافی است انبان انباشته از سبزی‌های کوهی کوهنوردان پا به سن گذاشته را در یک بعدازظهر بهاری در میدان سربند تهران به تماشا بایستید تا کمی به این جمله ابتدایی من بیندیشید.

اینکه چرا این اتفاق رخ می‌دهد از نظرگاه‌های گوناگونی قابل نگریستن است. یک منظر، دیدگاه جامعه‌شناختی است که شاید به رفتارهای ویژه نسل‌ها و برخی ارتباط‌های ویژه در ساخت جوامع نظر داشته باشد. الگوهای تربیتی گروه‌های مختلف اجتماعی نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. برخی تحلیل‌های پیچیده‌تر روانشناختی را هم می‌توان به این داستان چسباند. فعلا به بیان چند تجربه و یک تلنگر کوتاه آموزشی بسنده می‌کنم.

سال گذشته از مسیر روستای «شاه شهیدان» قصد صعود به قله «درفک» در استان گیلان را داشتیم. از محله «ارده ناو» که در انتهای منطقه جنگلی قرار گرفته جاده‌ای ماشین‌رو تا خود کاسه قله پیش رفته است. با اندک اطلاعاتی که از مسایل محیط‌زیستی داشتم، هرچه کردم دلیل عقلانی ساخت این جاده هولناک را نفهمیدم. جاده‌ای که جبهه شرقی کوه درفک را شکافی عمیق می‌دهد تا به دهانه آن برسد. آنجا چند کلبه کوچک متعلق به چوپانان محلی وجود دارد. تا اینجای داستان، دعوای دیگری است. زخمی کردن بی‌دلیل و بادلیل عرصه‌های طبیعی همچنان ادامه دارد و متولیان سازمان محیط‌زیست... خب حتما دارند وظایف‌شان را انجام می‌دهند!

گروهی کوهنورد با یال و کوپالی مثال زدنی و تا بن دندان مجهز، در راه فتح قله بودند. کسانی که از دود و دم شهر گریخته‌اند، به دامان طبیعت پناه آورده‌اند و تو چه خبر ‌داری که چه احساس یگانه‌ای نسبت به طبیعت دارند! درست بیرون جنگل جاده را رها کردند و حرکت خود را از روی یالی پانخورده ادامه دادند. یک گروه بیست یا سی نفره. سنگ‌ریزه‌ها از زیر پایشان غلت می‌خوردند و در شیب دامنه به پایین‌تر سقوط می‌کردند. علف‌های تازه زیر پایشان له می‌شدند و خاک نرم تازه باران‌خورده کوبیده می‌شد. آنها در حال باز کردن معبری تازه بودند. اعتراض کوچکی به سرپرست گروه کردم و از همراهان خود خواستم که در جاده به راه خود ادامه دهیم.

بالای قله: کوهنوردان قله را فتح کرده‌اند. به دوردست‌ها خیره می‌شوند و احساس غرور می‌کنند! بیشترشان به ما بی‌اعتنا هستند و از پچ‌پچ‌ها این‌طور به نظر می‌رسد که از دیدن دوباره چند آدم از خود راضی که همه‌جا هستند و حتی در دل این طبیعت پاک هم دست از سر آنها برنمی‌دارند، زیاد خوشحال نیستند. یکی از اعضای گروه به سراغ ما می‌آید تا اعلام کند که در کل با نظر من درباره باز نکردن راهی تازه در مسیری که یک جاده دارد به پهنای عبور یک کامیون موافق است اما نباید زیاد افراطی بود. چند نفر به او ملحق می‌شوند. جمله‌ها تکراری است: «این همه راه آمده‌ایم که از یک جاده ماشین‌رو به قله برسیم؟» «با احساس واقعی حضور در طبیعت که این همه راه دنبالش آمده‌ایم چه کنیم؟» جمله‌ها زیاد است.
اما جان کلام این است. من حق ویژه‌ای دارم که از طبیعت هر طور که دوست دارم استفاده کنم. دیدگاه همان است که بز کوهی را تنها یک نشانه برای شلیک یک گلوله تصور می‌کند. کوه سازه‌ای است که باید به زیر پای من بیاید. من حق دارم آن را فتح کنم. از هر سینه‌کشی خواستم بالا بروم تا حس انسان فاتح را در خودم زنده نگه دارم. طبیعت منبعی است که من تصمیم می‌گیرم چگونه و در چه زمانی از آن چه استفاده‌ای کنم. طبیعت‌روها مخربان اصلی برخی از دست نیافتنی‌ترین عرصه‌های طبیعی هستند. دوستانی که در اوایل دهه 70 از قله باشکوه دماوند چند گونی قوطی‌های خالی کنسرو جمع کردند و به پایین آوردند، واقعیت این جمله را خوب درک می‌کنند.

دوستانی که با هم در «حصار چال» چادر زدیم در یک عصر تابستانی دور، شاهد یک خرمن بزرگ از گَوَن‌هایی بودند که یک گروه هشت‌نفره از کوهنوردان برای دم کردن چای، از طبیعت بی‌مانند تخت‌سلیمان درو کرده بودند. واکنش طعنه‌آمیز آنها به پرسش ما درباره لطمه‌ای که به پوشش گیاهی منطقه وارد می‌شود به یاد دوستان‌مان مانده است. تنها پیشنهاد من این است که در مواجهه با طبیعت باید با وسواس عمل کنیم. هر عملی که در مخرب بودن یا نبودن آن شک داریم به احتمال زیاد مخرب است. هر کاری که قبلا می‌کردیم و هیچ‌گاه درباره درستی و نادرستی‌اش اندیشه نکرده‌ایم احتمالا نیاز به بازنگری دارد. هر رفتاری که بیشتر طبیعت‌گردان می‌کنند الزاما کاری درست نیست. هر کاری که کوهنوردان قدیمی انجام می‌دهند به احتمال فراوان نیاز به مرور مجدد منابع و بازپرسی درباره تاثیرش بر طبیعت و بر خود ما دارد.

فعالیت‌های گروهی به دلایل زیادی نیاز به دقت بیشتری از منظر تخریب طبیعت دارند. پوشش گیاهی و جانوری مناطق کوهستانی ایران به‌شدت شکننده و در معرض آسیب بالا هستند پس باید با دقت بسیار با آنها برخورد کنیم. سرزمین ما سومین کشور جهان از نظر فرسایش خاک است. این به معنی آن است که هر ریشه کوچکی که زیر پای ما له می‌شود، سهم مهمی از حفظ خاک را بر عهده داشته است. هر پایه درخت کهنسالی، حاصل تلاش سالیانی دراز است که بر دوش طبیعت سرزمین بوده است. زباله‌هایی که در طبیعت جا می‌گذاریم خاک را آلوده می‌کنند. آب‌ها را می‌آلایند و جانوران را آزار می‌دهند. بیندیشیم که پیش پای ما پرنده‌ای از نهری که در آن زباله انداخته‌ایم آب می‌نوشیده است و ما روزی از همین آبی که خود آلوده می‌کنیم، خواهیم نوشید. طبیعت‌دوستان و طبیعت‌گردان پیشقراولان برنامه‌های حفاظت از محیط‌زیست در سراسر جهان بوده‌اند، پس طبیعت‌گردان ایرانی نیز می‌توانند پاسداران عرصه‌های طبیعی سرزمین باشند نه پیشگامان تخریب.





ابوالفضل وطن‌پرست/ فعال محیط‌زیست - جمعیت داوطلبان سبز
شرق / شماره 1515

یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

یک دهه با ذرات ریز معلق !

مــحیط‌زیــست اســتان‌هـــای زاگرس‌نشین در یک دهه گذشته شاهد بروز ناخالصی ویژه‌ای در جریان هوا بوده‌اند؛ چالشی جدی که نتیجه آن بروز آسیب‌های اقتصادی، اجتماعی و به‌خطر افتادن سلامت میلیون‌ها ایرانی بوده است.

ذرات ریزی که در سال‌های اخیر آسمان 21 استان کشور را دربرگرفته‌اند حاصل مدیریت غلط سیاستمداران منطقه خاورمیانه روی داشته‌های طبیعی سرزمین‌هایی است که اقلیم غالب آنها خشک و حتی فراخشک است.

احداث سدهای بزرگ روی رودخانه‌ها و تالاب‌های مهم و تاثیر‌گذاری همچون دجله و فرات و عدم پرداخت حقابه تالاب‌های طبیعی کشورهای عربی سبب ایجاد کانون‌های عظیم گرد و غبار شده است؛ وسعت چشمه‌های گرد و غبار سبب تشدید شرایط بحرانی منطقه‌ای شده است که کشور عزیزمان ایران به‌خصوص استان‌های زاگرس‌نشین درگیر مسائل خاص زیست‌محیطی شده‌اند.

ذرات ریز کمتر از 2/5 میکرون می‌توانند در کوتاه‌مدت و همچنین بلندمدت سبب بروز بیماری‌هایی شوند که حاصل آن آسیب‌های شدید روحی و جسمانی است. در مورد منابع آلوده‌کننده هوا نباید تصور کرد که تمامی ذرات آلاینده هوا در حالت گازی هستند چرا که در سال‌های اخیر ذرات معلق که حاوی ذرات جامد کوچک و قطرات مایع هستند نیز مسائل و مشکلات زیادی را برای ما انسان‌ها به‌وجود آورده‌اند. به دیگر سخن، ماهیت اصلی ذرات متأسفانه بعد از گذشت یک دهه هنوز هم برای متخصصین و شهروندان پنهان مانده است با این همه این ذرات معلق در برخی موارد حاوی ذرات قابل زیستی بوده که برای سلامت مردم به‌شدت خطرناک هستند. این در حالی است که خاک در شرایط طبیعی دارای انواع باکتری و قارچ بوده که می‌تواند سلامت تمامی زیستمندان را مورد آسیب قرار دهد.

در حقیقت ذرات معلق می‌توانند انواع باکتری‌ها، جلبک‌ها و کپک‌ها را با خود به دورترین نقاط ممکن انتقال داده و بدین‌ترتیب سبب بروز انواع بیماری‌ها همچون آسم و آلرژی شوند (سرزمین عراق به‌خاطر جنگ‌های پی‌درپی که در آنها از بمب‌های شیمیایی و میکروبی به وفور استفاده شده ، آلوده است).

این ذرات همچنین می‌توانند مواد غیرزنده دیگری را نیز با خود جابه‌جا کنند که می‌توان به ترکیبات آلی، مواد شیمیایی خطرناک، فلزات سنگین و در نهایت گرد و غبار اشاره کرد. این در حالی است که ورود این ذرات ریز معلق به بدن انسان تنها از راه مجاری تنفسی امکان‌پذیر است که اثرات تجمعی و تخریبی این ذرات کار قسمت تنفسی بدن را مختل می‌کند. از لحاظ پزشکی نخستین سد دفاعی بدن در مقابل ذرات معلق موهای درون حفره بینی است اما باز هم امکان عبور برخی از ذرات معلق که قطر کمتری دارند وجود دارد به‌طوری‌که این ذرات در نایژه‌ها ته‌نشین شده و تعدادی از آنها وارد کیسه‌های هوایی می‌شوند.

تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد اگر ذرات معلق وارد ریه‌ها شوند و در آنجا باقی بمانند به چند طریق می‌توانند اثرات سمی خود را اعمال کنند به‌طوری‌که مطالعات نشان می‌دهد افزایش غلظت ذرات معلق در هوا می‌تواند در درازمدت بیماری‌هایی همچون عفونت‌های دستگاه تنفسی، اختلالات قلبی، برونشیت و... را به‌وجود بیاورد.

این در حالی است که استان‌های زاگرس‌نشین در سالی که گذشت نزدیک به 100 روز هوایی ناسالم را تجربه کردند.استان لرستان به‌عنوان قلب زاگرس در سالی که گذشت شاهد خزان زودرس درختان قدیمی شهر خرم‌آباد بود؛ موضوعی که زنگ خطر را برای تمامی شهروندان خرم‌آبادی به صدا در آورد. آنچه در این بین از اهمیت فوق‌العاده بالایی برخوردار است آگاه کردن مردم نسبت به خطرات بی‌شمار ذرات ریز معلق است؛ راهکاری که متأسفانه همچنان بی‌نتیجه باقی مانده است.

زاگرس نیازمند یک مرکز آسم و آلرژی است!

متأسفانه اهالی زاگرس برای پیگیری مشکلات جسمانی ناشی از تاثیرات منفی ریزگردها مجبور به مهاجرت به پایتخت می‌شوند؛ این در حالی است که هزینه درمان موقت بیش از توان مالی اکثر مردم زاگرس است؛ راهکاری که باید از سوی دولتمردان در دستور کار قرار بگیرد احداث یک مرکز بررسی تبعات ذرات ریز معلق روی سلامت اهالی زاگرس است.به هر روی امروز مشکل ریزگردها بسیار عمیق شده است و نمی‌توان تنها با راهکارهایی همچون تعطیل کردن مدارس و ادارات به این جنگ نابرابر قدم نهاد؛ تنها راه‌حل فعلی آگاه کردن مردم، افزایش سرانه فضای سبز شهری، احداث کلینیک‌های تخصصی و رایزنی‌های پی‌در پی با کشور‌های عربی است.

فصل هجوم ذرات مزاحم

ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون یکی از موارد جدی در آلودگی هوا است که سلامت شهروندان را تهدید می‌کند. علاوه بر این کارشناسان محیط زیست نیز همواره نسبت به خطر ریزگردهایی که از عراق یا بیابان‌های عربستان به خاک کشور وارد می‌شود همواره هشدار می‌دهند. موضوع همکاری‌های دو یا چندجانبه به منظور مهار ریزگردها با کشورهایی که کانون هجوم ریزگرد به ایران هستند نیز همواره به عنوان یک راه حل مطرح بوده است. این در حالی است که بسیاری از فعالان محیط زیست نیز اشاره می کنند که مهار بیابان ها یا آنچه دولت ها از آن با عنوان بیابان‌زدایی یاد می کنند باید در دستور کار دولت‌ها قرار بگیرد تا بدین ترتیب بتوان از تاثیرات مخرب ریزگردها و هجوم آن ها به شهرهای بزرگ و جنوب و غرب کشور در امان ماند. پدیده ریزگرد با شروع فصل تابستان به عنوان یکی از معضلات جدی در شهرهای بزرگ کشور مطرح است. پدیده ای که آثار سوء بر سلامت شهروندان دارد.

یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

دلایل سقوط ۳۶ پله‌ای رتبه محیط زیست ایران در جهان



چندی پیش شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی ۲۰۱۲ جهان منتشر شد و فارس در گزارش خود می افزاید: این شاخص بین المللی توسط دانشگاه «ییل» در حالی منتشر شد که ایران در میان ۱۳۲ کشور جهان با ۳۶ پله سقوط نسبت به سال ۲۰۱۰ میلادی در رتبه ۱۱۴ جهان قرار گرفته است.

در واقع این رتبه بندی هشداری برای وضعیت موجود زیست محیطی کشورهایی است که توسط روش EPI بررسی می شود. در این گزارش عملکرد محیط زیست کشورمان به حد هشدار رسیده است و چه باید کرد و چگونه می توان از میزان این نگرانی ها کاست؟

بر اساس شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی، سوئیس، لاتریا و نروژ در رتبه های اول تا سوم و کشورهای عراق، ترکمنستان و ازبکستان به ترتیب در پایین ترین رتبه جهانی قرار دارند.


ضعف ملاحظات زیست محیطی
مهندس محمد درویش، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع وزارت جهاد کشاورزی در این باره به خراسان می گوید: در ۲-۳ سال اخیر چند اتفاق بسیار تامل برانگیز در محیط زیست کشور به وقوع پیوست، دریاچه ارومیه را از دست دادیم و حدود ۳۹۰ هزارهکتار از اراضی دریاچه ارومیه تبدیل به کویر شد که از آن به عنوان بزرگ ترین رخداد بیابان زایی قرن ۲۱ یاد می شود.

وی می افزاید: معضل دیگری که بسیار قابل تامل بود روند فرو افت سفره های آب زیرزمینی در کشور است و مطابق گزارش شرکت منابع آب کشور ۷۰ دشت کشوربه طور متوسط ۱۰۲ متر افت پیدا کردند و از طرفی فرونشست زمین در برخی مناطق کشور از جمله دشت مشهد به ۳۰ سانتی متر، نیشابور ۲۵ سانتی متر و دریاچه پریشان هم ۵ سانتی متر در سال فرونشست داشته اند.

همچنین در جنوب تهران فرونشست زمین به ۳۶ سانتی متر در سال رسید در حالی که اگر فرونشست زمین به ۴ میلی متر در دنیا برسد، شرایط را بحران اعلام می کنند با این معیارها، جنوب تهران ۹ برابر وضعیت بحرانی را دارد.

مهندس درویش در مورد تنزل رتبه ایران در این ارزیابی زیست محیطی بین المللی اظهار می دارد: گزارش شاخص عملکرد زیست محیطی که طی آن رتبه ایران ۱۱۴ اعلام شد گزارش دور از انتظار نیست. در واقع باید گفت این پیش بینی همه فعالان و متخصصان محیط زیست کشور است که طی ۲ سال گذشته بارها نسبت به تخریب ها و وضعیت نابه سامان محیط زیست هشدار دادند.

این فعال محیط زیست می گوید: این هشدارها به این دلیل بود که در روند مدیریت کشور ملاحظات زیست محیطی در بحث توسعه رعایت نمی شود و این روند همچنان ادامه دارد و همین مسئله باعث رشد ساخت وسازهای مسکونی، صنعتی و طرح های عمرانی شد بدون آن که ملاحظات زیست محیطی درنظر گرفته شود بنابراین نتیجه چنین روندی تنزل ۳۶ پله ای رتبه محیط زیست کشور را به دنبال داشت.

دکتر اسماعیل کهرم استاد محیط زیست نیز در این مورد به ما می گوید: گزارش شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی (EPI) مربوط به دو سال قبل است و مطالعات دانشگاه ییل مربوط به سال ۲۰۱۰ می باشد و این مرکز آمار ۲ سال گذشته را برای وضعیت محیط زیست کشورهای مورد مطالعه که ۱۳۲ کشور می باشند ارائه می دهد.

وی می افزاید: ارائه چنین گزارش هایی هشدار برای جلوگیری از تخریب و نزول محیط زیست است در حالی که مسئولان محیط زیست کشورمان ادعا می کنند که آمار آن ها مشکوک و غیرعلمی است.

این استاد محیط زیست تأکید می کند: شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی شامل منابع آب، کشاورزی، منابع طبیعی و... می شود و موضوع محیط زیست فقط یکی از مولفه هاست.

دکتر اصیلیان استاد دانشگاه محیط زیست در این باره می گوید: در سال ۲۰۰۵ میلادی دانشگاه ییل و کلمبیا طرح شاخص پایداری زیست محیطی را ارائه دادند که در این طرح شاخص های بهداشتی و زیست محیطی لحاظ شده است.

وی می افزاید: کشورمان در برخی شاخص ها به ویژه شاخص بهداشتی پیشرفت خوبی داشت اما در برخی بخش‌ها هنوز عقب هستیم.

دکتر اصیلیان متذکر می شود: ما نتوانستیم در مورد جنگل، رودخانه، منابع آب و... خوب عمل کنیم که همین امر باعث شده که رتبه ایران نسبت به سال های گذشته نزول کند.


مستندات علمی
البته برخی از مسئولان محیط زیست در این نوع گزارش ها تردید ایجاد می کنند و این سوال مطرح می شود که مستندات علمی این گزارش ها چگونه است؟

دکتر اسماعیل کهرم استاد محیط زیست در این باره می گوید: دانشگاه ییل جزو دانشگاه های معتبر جهان است و گزارش های بدون مستندات علمی توسط این مرکز ارائه نمی شود.

وی می افزاید: گزارش های این مرکز علمی و بی طرفانه است چرا که این مرکز بر اساس شاخص های استاندارد از نزول کشور آمریکا هم خبر داده است.

این فعال محیط زیست بیان می کند: این دانشگاه از برنامه هایی که سازمان ملل متحد در ایران دارد بهره می گیرد و این سازمان هم اطلاعات علمی خود را از طریق نهادها و دستگاه های دولتی ایران نظیر سازمان حفاظت محیط زیست به دست می آورد.

دکتر کهرم متذکر می شود: وقتی آن ها از طریق برنامه های ماهواره ای کاهش جنگل ها، نابودی تالاب ها و دیگر آسیب های زیست محیطی را در کشورمان ارزیابی می کنند چگونه ممکن است مستندات آن ها پایه علمی نداشته باشد؟

دکتر سعید متصدی یکی دیگر از فعالان محیط زیست درباره اعتبار این گزارش و مرجع اعلام کننده آن به همشهری گفته است: دانشگاه ییل یکی از معتبرترین دانشگاه های دنیاست و سابقه طولانی در اندازه گیری شاخص های زیست محیطی دارد تا آن جا که این دانشگاه در سال ۲۰۰۵ روش EPI که علامت اختصاری شاخص عملکرد زیست محیطی است را ابداع کرد و هم اکنون این روش مبنای اندازه گیری و گزارش های مرتبط با محیط زیست است.

وی با اشاره به این که شاخص عملکرد زیست محیطی تمام جوانب را لحاظ می کند، خاطر نشان کرد: برای نمونه در همین گزارش اخیری که اعلام شده، میزان مرگ و میر در ایران سیر نزولی را نشان می دهد و حاکی از آن است که وضعیت بهداشت در کشور سیر صعودی دارد و به این نوع گزارش ها برای ارتقا استناد می کنیم.

دکتر متصدی یادآور می شود: همچنان که بر اساس این شاخص وضعیت آب کشور ما نامناسب دیده شده و وضعیت آب کشور آمریکا هم بی طرفانه نامناسب بیان شده است و برای هر دو کشور تراز منفی ۴۳ درصد اعلام شده است بنابراین، این واقعیت ها نشان می دهد که این شاخص مبنای علمی دارد و به دور از شائبه سیاسی عمل می شود.

مهندس درویش عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مراتع وزارت جهاد کشاورزی هم اعتبار این مرکز علمی را تأیید می کند و می گوید: این گزارش ها از نظر سازمان ملل جزو گزارش های قابل استناد محسوب می شود و کاملاً بی طرفانه است زیرا در این گزارش وضعیت منابع آب آمریکا غیرقابل قبول بیان شده است.

دکتر اصیلیان استاد محیط زیست هم بی طرفانه بودن چنین مطالعات را تأیید می کند و می گوید: مبنای تحقیقات علمی این دانشگاه بر اساس اطلاعات به دست آمده توسط دستگاه های داخلی ایران و همچنین مطالعات ماهواره ای است.

وی می افزاید: باید گفت ایران جزو کشورهای در حال توسعه است و این کشورها در زمینه محیط زیست بسیار غفلت می کنند در حالی که کشورهای توسعه یافته اولویت توسعه را بر محیط زیست قرار داده اند و از توسعه پایدار سخن می گویند.


چه باید کرد
در واقع با توجه به آمار اعلام شده درباره نزول محیط زیست ایران، حال این سوال مطرح می شود که چه باید کرد تا دیگر شاهد این روند نباشیم و از تخریب ها و بحران هم جلوگیری کنیم؟

مهندس درویش عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مراتع وزارت جهاد کشاورزی نیز در این باره چنین اظهار نظر می کند: مهم ترین اقدامی که در این زمینه باید انجام شود این است که به وضعیت موجود زیست محیطی کشور توجه کنیم تا در بررسی های آینده شاخص عملکرد زیست محیطی شاهد نزول رتبه کشورمان نباشیم.

وی می افزاید: باید نظام پایش را در کشور طراحی و راه اندازی کنیم تا این نظام به مسئولان هشدار دهد که در چه حوزه هایی بیشتر ضرر می کنیم خطر کجاست و... همچنین چیدمان طراحی توسعه را متناسب با توانمندی بوم شناسی سرزمین مورد ارزیابی و بازیابی قرار دهیم.

مهندس درویش در ادامه می افزاید: تنزل زیست محیطی کشورمان نسبت به سایر کشورها ناشی از بخشی نگری در مدیریت است، به فرض بخشی نگری در سدسازی باعث نابودی تالاب ها حتی تالاب های ساحلی شده است، زیرا این سازه های عظیم آبی بدون در نظر گرفتن حق آبه تالاب ها و زیست بوم های پایین دست اجرا شده و هنوز هم می شود.

وی می افزاید: این شیوه باعث شده تنوع منحصر به فرد تالاب های ایران در معرض نابودی کامل قرار بگیرد به طوری که نام کشور ما در فهرست مونترو و یا بیشترین تالاب های در معرض خطر درج شده است.

اما دکتر کهرم استاد محیط زیست در این باره می گوید: ما به مباحث زیست محیطی اهمیت ندادیم، شورای عالی محیط زیست را منحل کردیم و از طرفی اگر به اصل ۵۰ قانون اساسی که مربوط به محیط زیست است توجه می کردیم حال شاهد چنین تنزلی در مقوله محیط زیست نبودیم.

وی می افزاید: باید برای بهبود وضعیت تالاب ها و جنگل های کشور اعتبار لازم را لحاظ کنند. وقتی تالاب ها خشک می شود قطعا کاهش منابع آب را رقم می زند و از طرفی وقتی سطح جنگل بر اثر تخریب یا آتش سوزی کاهش می یابد، مشکلات زیست محیطی از قبیل افزایش ریزگردها، تشدید آلودگی هوا و شیوع برخی بیماری ها را به دنبال دارد.


وضعیت این گونه نیست
در مقابل اظهارنظرهای متفاوت فعالان و اساتید محیط زیست کشور رئیس سازمان محیط زیست هم واکنش نشان داد. فارس در این زمینه به نقل از رئیس سازمان محیط زیست گفت: نمی دانم این آماری که بعضی ها مطرح می کنند را از کجا می آورند، زیرا در هر آیتم و مولفه ای رتبه بندی هایی در دنیا انجام می شود.

وی افزود: مثلا در موضوع پسماندها آلایندگی هوا، گازهای گلخانه ای در میزان گازی که آزاد می شده و در موضوع کنترل بیابان و موضوعات مختلف رتبه بندی هایی در دنیا صورت می گیرد.

وی گفته است: باید دبیرخانه کنوانسیون های سازمان ملل رتبه بندی هایی را اعلام کنند و در واقع وضعیت محیط زیست ایران این گونه نیست که مطرح می شود.

همچنین سازمان حفاظت محیط زیست در مورد این رتبه بندی اظهارنظر خود را چنین بیان کرد: نمایه عملکرد زیست محیطی (EPI)، تحلیل یا توصیف محتوایی شرایط زیست محیطی کشورهاست که البته این نمایه هم مانند هر نمایه دیگری یک فرم تجمیع یافته و ترکیبی از تعداد مختلفی از شاخص های مهم و تاثیرگذاری بر شرایط مورد بررسی است.

هر چند در نامگذاری این گزارش، اولویت را به عنوان «عملکرد زیست محیطی داده است که شاخص های لحاظ شده حاکی از تاثیر مستقیم عملکرد سایر بخش های یک کشور از جمله بهداشت، انرژی، کشاورزی، صنعت و... بر کل عملکرد زیست محیطی آن کشور است لذا امتیاز کسب شده در گزارش EPI به منزله عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست نیست، بلکه نشان دهنده عملکرد همه دستگاه های ذی ربط و حتی در برخی موارد تاثیرات منطقه ای و بین المللی ناشی از عملکرد سایر کشورهاست.

با عنایت به تحلیل های انجام شده، تنزل جایگاه ایران رتبه ۷۸ در سال ۲۰۱۰ به رتبه ۱۱۴ نتیجه ای از تاثیر عوامل متعدد از جمله عوامل منطقه ای و بین المللی، تغییر شاخص ها و نحوه محاسبه آن ها، تعداد کل کشورهای حاضر در ارزیابی و عدم انتشار به موقع اطلاعات و داده ها برای ارزیابی است در مجموع قضاوت در این باره نباید تنها به عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست بسنده کند، بلکه باید به همکاری های بین بخشی و فرابخشی توجه و اقدامات سایر دستگاه های اجرایی را نیز لحاظ کند.

به هر حال وضعیت محیط زیست کشورمان بارها مورد بررسی واقع شده و کارشناسان و متخصصان محیط زیست داخلی هم در موارد متعددی هشدار داده اند. لذا باید روند نزول را که توسط شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی اعلام شده است جدی بگیریم و آن را یک هشدار تلقی کنیم تا از تخریب و نابودی بیشتر محیط زیست جلوگیری شود.

چکیده گزارش
شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی «EPI» ۲۰۱۲ توسط دانشگاه ییل منتشر شد، در این گزارش، ایران در میان ۱۳۲ کشور جهان با ۳۶ پله سقوط در رتبه ۱۱۴ جهان قرار گرفته است فعالان محیط زیست کشورمان ضمن تایید این شاخص بین المللی، روند نزولی رتبه محیط زیست کشور را ناشی از اتفاقاتی می دانند که طی چند سال اخیر رخ داده است از جمله خشک شدن دریاچه ارومیه و تبدیل ۳۹۰ هزار هکتار از اراضی آن به کویر که بزرگ ترین رخداد بیابان زایی قرن ۲۱ قلمداد شده است. همچنین افت سفره های آب زیرزمینی و فرونشست دشت ها و تخریب جنگل ها از دیگر مواردی است که باعث شده رتبه ایران نسبت به سال ۲۰۱۰ نزول یابد. البته باید گفت برخی مسئولان محیط زیست چنین گزارشی را قبول ندارند اما متخصصان محیط زیست آن را یک گزارش بی طرفانه و به دور از شائبه سیاسی می دانند زیرا آمریکا نیز از نظر منابع آب با تراز منفی در این شاخص دیده شده است. دانشگاه ییل تمام مطالعات و تحقیقات خود را بر اساس آمار و مستنداتی که دستگاه های داخلی و مراکز دانشگاهی ایران و همچنین برنامه های سازمان ملل و مطالعات ماهواره ای انجام می دهد و بر پایه مطالعات علمی این شاخص بین المللی گزارش خود را ارائه می کند. بر اساس شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی سوئیس، لاتریا و نروژ در رتبه های اول تا سوم و کشورهای عراق، ترکمنستان و ازبکستان به ترتیب در پایین ترین رتبه جهانی در این شاخص قرار دارند.


خراسان - مورخ شنبه 1391/02/23 شماره انتشار 18116
نویسنده: مریم خدیوی
یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

این نوآموز پرمدعا!

ادوارد ویلسون» بوم‌شناس نامدار آمریکایی، در کتاب «تنوع حیات(1)» می‌گوید: «در هر سانتی‌مترمکعب از خاک، هزاران موجود زنده ذره‌بینی زندگی می‌کنند. سوال اینجاست که آنها چه نقشی در زندگی ما دارند، پاسخ ساده است: نمی‌دانیم! اما باید حفظ‌شان کنیم.»

واقعیت آن است که ما با وجود تمام پیشرفت‌های چشمگیر بشری و توانایی‌های علمی، هنوز از بسیاری از زوایای پنهان جهان بی‌خبریم. حتی نیاز نیست کل جهان را مبنا قرار دهیم؛ ما هنوز کره زمین و ویژگی‌های آن را به درستی نشناخته‌ایم.
هنوز نمی‌توانیم زلزله‌ها را پیش‌بینی کنیم، در برابر وقایعی طبیعی چون آتشفشان، سونامی، گردباد و... بی‌دفاعیم و از همه ساده‌تر و البته سرنوشت‌سازتر، ما کنترل چندانی بر «جان» خود نداریم! حتی نمی‌توانیم طول عمر و زمان مرگ خود را پیش‌بینی کنیم.

توانسته‌ایم بفهمیم که اندام‌های موجودات زنده (از جمله خودمان) چگونه کار می‌کنند و گردش مواد حیاتی در بدن آنها به چه صورتی است، اما هنوز نمی‌توانیم به طور مستقل و بدون نیاز به الگویی زنده، آنها را شبیه‌سازی کنیم. از کوچک‌ترین و اساسی‌ترین واحد حیات (آن‌طور که ما دریافته‌ایم)، یعنی DNA و ژن‌ها باخبریم، ساختار آن را می‌دانیم و تا حدی نیز کارکردهای آن را می‌دانیم، اما قادر به ساخت آن نیستیم.

واقعیت ساده است، ما هنوز شاگرد کلاس اول در مدرسه «زمین» هستیم و راه درازی (که حتی انتهای آن را هم نمی‌دانیم) در پیش داریم. شاگردی کلاس اولی که تنها چند کلمه از هزاران (و احتمالا میلیون‌ها) را می‌داند و از متن پیچیده و سنگین کتاب «جهان» جز چند کلمه‌ای، هیچ نمی‌داند. با همین چند کلمه اما نمی‌توان تفسیر کرد و به درک درست رسید.
ولی همین «کلاس اولی» مدعی است که تمام کتاب را خوانده و کاملا درک کرده و با توهم اِشرافی که بر کل کتاب دارد، خود را مالک و مدیر بی‌قید و شرط آن می‌داند.
او خودش خبر دارد که از زمان حضورش تاکنون، حداقل 300 خانواده از جانوران دیگر را نابود کرده و برای مابقی نیز شرایط سختی را پدید آورده است.
او تقریبا هیچ منطقه بکری در کره زمین باقی نگذاشته و بسیاری از مناطق را با وارد کردن مواد جدید و موجودات بیگانه، تغییر داده است. او هم‌اکنون دریافته که حتی در میانه اقیانوس‌ها و در قلب باقیمانده جنگل‌های انبوه و صعب‌العبور هم ردپایی از خود به جای گذاشته و این ردپا را خود، «آلودگی» نامگذاری کرده است.
آری! ما همان نوآموز پرمدعا هستیم که برای خود حق حیات قایلیم و در عین حال نشانه‌هایی را دریافت کرده‌ایم مبنی بر اینکه حیات ما، در گرو حیات دیگر همسایه‌هایمان است اما هنوز به یقین نرسیده‌ایم. گویی باید هر چیز را به آزمون و خطا بگذاریم و اهمیت هر عنصر حیاتی را در فقدان آن دریابیم.

حتما باید دریاچه «آرال» در روسیه خشک می‌شد تا تفاوت بزرگ، بین بود و نبود آن را درمی‌یافتیم. انگار باید جنگل‌های سومالی پاکتراشی می‌شد تا بفهمیم وجود آنها، ما را از قحطی نجات می‌دهد؛ و شاید حفره لایه ازون باید ایجاد می‌شد تا ما بدانیم، مواد انسان‌ساز عمدتا اثرات مخربی بر دنیای ما می‌گذارند(2). انگار باید خانواده‌های بزرگی از جانوران منقرض می‌شدند که به دلیل بر هم خوردن تعادل زیستی، آفات و بیماری‌ها، غذا و حتی جان خودمان را هدف قرار دهند و آن موقع اهمیت حضورشان را می‌یافتیم.
ما همچون فردی که به اتاقی تاریک و پرراز و رمز وارد شده، بر در و دیوار دست می‌ساییم تا شاید آن را بشناسیم و مانند آن حکایت مشهور حضرت مولانا «فیل» را درون اتاق تاریک، تنها آن اندازه شناخته‌ایم که لمس کرده‌ایم. نگرانی آنجاست که با همین شناخت کم، خود را مدیر و صاحب آن می‌دانیم!

باید محتاط باشیم! جهان ما حاصل کنش‌ها و واکنش‌های طولانی‌مدتی است که آن را شکل داده و به شکل امروزی آن درآورده و ما تنها ذره‌ای از آنها را دریافته‌ایم و نمی‌توانیم آنها را نیز تکرار کنیم. حضور ما در کره زمین تنها یکی از میلیاردها اتفاق این کره است که روزی به وقوع پیوسته و آن‌طور که دریافته‌ایم، روزی باید این صحنه را ترک کنیم. آنچه می‌ماند، همین کره خاکی است که شرایط سخت‌تر از حضور انسان را هم از سر گذرانده و هنوز پا برجاست. ما باید به فکر خود و مطمئن باشیم که این، دیگر همسایه‌های ما در کره خاکی هستند که ما را حفظ خواهند کرد. ما با تمام توانایی‌هایمان نیز از پس خودمان برنمی‌آییم!

پی‌نوشت‌ها:
1- ترجمه «عبدالحسین وهاب‌زاده» - انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد
2- در دهه 1980 تحقیقات نشان داد که گازهای کلوروفلوئور کربن با نام اختصاری CFC که یک گاز صنعتی مورد استفاده در صنایع اسپری‌سازی است، عامل اصلی از بین رفتن لایه ازون است.

یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

تمیز ترین کشورهای دنیا را بشناسید

خبرآنلاین: حفظ محیط زیست و نگه داری آن برای آیندگان یکی از اهداف مهم بشریت است که همواره با توسعه اقتصادی تهدید شده است.

در بین کشورهای پیشرفته دنیا هستند کشورهایی که به دلیل پیشرفت اقتصادی به محیطزیست آسیب فراوان زده اند شاید چین و آمریکا و هند امروز نمونه هایی برای این بحث باشند.

اما در کنار تلاش هایی که سازمان های جهانی برای حفظ محیط زیست می کنند برخی از کشورهای دنیا علیرغم بهره گیری از سطح بالای پیشرفت اقتصادی همچنان محیط زیست را پاک نگه می دارند.

در این کشورها پاک نگه داشتن محیط زیست یک واجب همگانی است و هیچ فردی مسئولیت تمیز نگه داشتن شهر و یا طبیعت را به شهرداری محول نمی کند.

به عنوان مثال در کشورهای اسکاندیناوی هر فرد نسبت به زباله تولیدی خود تا لحظه امحا مسئول است و وظیفه تفکیک و مدیریت زباله نیز تا حدودی به عهده خود اوست.

در این کشورها پاک نگاه داشتن محیط زیست یک فرهنگ است. و چنان که در جدول مشاهده می شود این گونه کشورها در رده بالای تمیزترین کشورها ی جهان هستند.

دراین جدول از شاخصه توسعه پایدار در محیطزیست استفاده شده است که برآیندی است از تمیزی آب ، هوا ،تولید و مدیریت زباله ،حفظ و نگه داری جنگلها و رودخانه ها و....که در نهایت مشخص کننده شاخصه اصلیست.

متاسفانه کشورهای آسیایی از جمله ایران به دلیل قرار گرفتن در مسیر توسعه و عدم مدیریت صحیح محیط زیست در رتبه خوبی قرار ندارند چرا که باید گفت نه تنها دولتها بلکه مردم کشورهای در حال توسعه نیز نگاه مهربانانه و مسئولانه ای به محیط زیست ندارند. و این فرهنگ اندک تلاش دولتها را نیز برای حفظ محیط زیست نقش بر آب می کند.