X
تبلیغات
شیکسون

زباله و بازیافت

اخبار مربوط به زباله و بازیافت
یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

طبیعت‌دوستی ما از نوع تخریبی

فصل کوهپیمایی‌های بهاره و تابستانی در طبیعت ایران فرارسیده است. به گمانم جز اینکه به یکدیگر یادآوری کنیم ورود، حضور و خروج از عرصه‌های طبیعی نیاز به دانش، دقت و حساسیت بالایی دارد چاره دیگری نداریم. متولیان عرصه‌های طبیعی وظایف ذاتی خود را به درستی انجام نمی‌دهند.
قوانین بزرگ به سادگی نقض می‌شود و درست به همین دلیل ما باید به رعایت همین قواعد کوچکی که می‌توانیم رعایت‌شان کنیم، پافشاری کنیم. همین که یک کوله‌پشتی به دوش بگیریم و کفشی به پا کنیم اهل طبیعت نشده‌ایم. باور کنیم که نیاز به دانستن بسیاری چیزها داریم. برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد، آدم‌های اهل طبیعت از مهم‌ترین مخربین آن محسوب می‌شوند. کافی است انبان انباشته از سبزی‌های کوهی کوهنوردان پا به سن گذاشته را در یک بعدازظهر بهاری در میدان سربند تهران به تماشا بایستید تا کمی به این جمله ابتدایی من بیندیشید.

اینکه چرا این اتفاق رخ می‌دهد از نظرگاه‌های گوناگونی قابل نگریستن است. یک منظر، دیدگاه جامعه‌شناختی است که شاید به رفتارهای ویژه نسل‌ها و برخی ارتباط‌های ویژه در ساخت جوامع نظر داشته باشد. الگوهای تربیتی گروه‌های مختلف اجتماعی نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. برخی تحلیل‌های پیچیده‌تر روانشناختی را هم می‌توان به این داستان چسباند. فعلا به بیان چند تجربه و یک تلنگر کوتاه آموزشی بسنده می‌کنم.

سال گذشته از مسیر روستای «شاه شهیدان» قصد صعود به قله «درفک» در استان گیلان را داشتیم. از محله «ارده ناو» که در انتهای منطقه جنگلی قرار گرفته جاده‌ای ماشین‌رو تا خود کاسه قله پیش رفته است. با اندک اطلاعاتی که از مسایل محیط‌زیستی داشتم، هرچه کردم دلیل عقلانی ساخت این جاده هولناک را نفهمیدم. جاده‌ای که جبهه شرقی کوه درفک را شکافی عمیق می‌دهد تا به دهانه آن برسد. آنجا چند کلبه کوچک متعلق به چوپانان محلی وجود دارد. تا اینجای داستان، دعوای دیگری است. زخمی کردن بی‌دلیل و بادلیل عرصه‌های طبیعی همچنان ادامه دارد و متولیان سازمان محیط‌زیست... خب حتما دارند وظایف‌شان را انجام می‌دهند!

گروهی کوهنورد با یال و کوپالی مثال زدنی و تا بن دندان مجهز، در راه فتح قله بودند. کسانی که از دود و دم شهر گریخته‌اند، به دامان طبیعت پناه آورده‌اند و تو چه خبر ‌داری که چه احساس یگانه‌ای نسبت به طبیعت دارند! درست بیرون جنگل جاده را رها کردند و حرکت خود را از روی یالی پانخورده ادامه دادند. یک گروه بیست یا سی نفره. سنگ‌ریزه‌ها از زیر پایشان غلت می‌خوردند و در شیب دامنه به پایین‌تر سقوط می‌کردند. علف‌های تازه زیر پایشان له می‌شدند و خاک نرم تازه باران‌خورده کوبیده می‌شد. آنها در حال باز کردن معبری تازه بودند. اعتراض کوچکی به سرپرست گروه کردم و از همراهان خود خواستم که در جاده به راه خود ادامه دهیم.

بالای قله: کوهنوردان قله را فتح کرده‌اند. به دوردست‌ها خیره می‌شوند و احساس غرور می‌کنند! بیشترشان به ما بی‌اعتنا هستند و از پچ‌پچ‌ها این‌طور به نظر می‌رسد که از دیدن دوباره چند آدم از خود راضی که همه‌جا هستند و حتی در دل این طبیعت پاک هم دست از سر آنها برنمی‌دارند، زیاد خوشحال نیستند. یکی از اعضای گروه به سراغ ما می‌آید تا اعلام کند که در کل با نظر من درباره باز نکردن راهی تازه در مسیری که یک جاده دارد به پهنای عبور یک کامیون موافق است اما نباید زیاد افراطی بود. چند نفر به او ملحق می‌شوند. جمله‌ها تکراری است: «این همه راه آمده‌ایم که از یک جاده ماشین‌رو به قله برسیم؟» «با احساس واقعی حضور در طبیعت که این همه راه دنبالش آمده‌ایم چه کنیم؟» جمله‌ها زیاد است.
اما جان کلام این است. من حق ویژه‌ای دارم که از طبیعت هر طور که دوست دارم استفاده کنم. دیدگاه همان است که بز کوهی را تنها یک نشانه برای شلیک یک گلوله تصور می‌کند. کوه سازه‌ای است که باید به زیر پای من بیاید. من حق دارم آن را فتح کنم. از هر سینه‌کشی خواستم بالا بروم تا حس انسان فاتح را در خودم زنده نگه دارم. طبیعت منبعی است که من تصمیم می‌گیرم چگونه و در چه زمانی از آن چه استفاده‌ای کنم. طبیعت‌روها مخربان اصلی برخی از دست نیافتنی‌ترین عرصه‌های طبیعی هستند. دوستانی که در اوایل دهه 70 از قله باشکوه دماوند چند گونی قوطی‌های خالی کنسرو جمع کردند و به پایین آوردند، واقعیت این جمله را خوب درک می‌کنند.

دوستانی که با هم در «حصار چال» چادر زدیم در یک عصر تابستانی دور، شاهد یک خرمن بزرگ از گَوَن‌هایی بودند که یک گروه هشت‌نفره از کوهنوردان برای دم کردن چای، از طبیعت بی‌مانند تخت‌سلیمان درو کرده بودند. واکنش طعنه‌آمیز آنها به پرسش ما درباره لطمه‌ای که به پوشش گیاهی منطقه وارد می‌شود به یاد دوستان‌مان مانده است. تنها پیشنهاد من این است که در مواجهه با طبیعت باید با وسواس عمل کنیم. هر عملی که در مخرب بودن یا نبودن آن شک داریم به احتمال زیاد مخرب است. هر کاری که قبلا می‌کردیم و هیچ‌گاه درباره درستی و نادرستی‌اش اندیشه نکرده‌ایم احتمالا نیاز به بازنگری دارد. هر رفتاری که بیشتر طبیعت‌گردان می‌کنند الزاما کاری درست نیست. هر کاری که کوهنوردان قدیمی انجام می‌دهند به احتمال فراوان نیاز به مرور مجدد منابع و بازپرسی درباره تاثیرش بر طبیعت و بر خود ما دارد.

فعالیت‌های گروهی به دلایل زیادی نیاز به دقت بیشتری از منظر تخریب طبیعت دارند. پوشش گیاهی و جانوری مناطق کوهستانی ایران به‌شدت شکننده و در معرض آسیب بالا هستند پس باید با دقت بسیار با آنها برخورد کنیم. سرزمین ما سومین کشور جهان از نظر فرسایش خاک است. این به معنی آن است که هر ریشه کوچکی که زیر پای ما له می‌شود، سهم مهمی از حفظ خاک را بر عهده داشته است. هر پایه درخت کهنسالی، حاصل تلاش سالیانی دراز است که بر دوش طبیعت سرزمین بوده است. زباله‌هایی که در طبیعت جا می‌گذاریم خاک را آلوده می‌کنند. آب‌ها را می‌آلایند و جانوران را آزار می‌دهند. بیندیشیم که پیش پای ما پرنده‌ای از نهری که در آن زباله انداخته‌ایم آب می‌نوشیده است و ما روزی از همین آبی که خود آلوده می‌کنیم، خواهیم نوشید. طبیعت‌دوستان و طبیعت‌گردان پیشقراولان برنامه‌های حفاظت از محیط‌زیست در سراسر جهان بوده‌اند، پس طبیعت‌گردان ایرانی نیز می‌توانند پاسداران عرصه‌های طبیعی سرزمین باشند نه پیشگامان تخریب.





ابوالفضل وطن‌پرست/ فعال محیط‌زیست - جمعیت داوطلبان سبز
شرق / شماره 1515

یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

یک دهه با ذرات ریز معلق !

مــحیط‌زیــست اســتان‌هـــای زاگرس‌نشین در یک دهه گذشته شاهد بروز ناخالصی ویژه‌ای در جریان هوا بوده‌اند؛ چالشی جدی که نتیجه آن بروز آسیب‌های اقتصادی، اجتماعی و به‌خطر افتادن سلامت میلیون‌ها ایرانی بوده است.

ذرات ریزی که در سال‌های اخیر آسمان 21 استان کشور را دربرگرفته‌اند حاصل مدیریت غلط سیاستمداران منطقه خاورمیانه روی داشته‌های طبیعی سرزمین‌هایی است که اقلیم غالب آنها خشک و حتی فراخشک است.

احداث سدهای بزرگ روی رودخانه‌ها و تالاب‌های مهم و تاثیر‌گذاری همچون دجله و فرات و عدم پرداخت حقابه تالاب‌های طبیعی کشورهای عربی سبب ایجاد کانون‌های عظیم گرد و غبار شده است؛ وسعت چشمه‌های گرد و غبار سبب تشدید شرایط بحرانی منطقه‌ای شده است که کشور عزیزمان ایران به‌خصوص استان‌های زاگرس‌نشین درگیر مسائل خاص زیست‌محیطی شده‌اند.

ذرات ریز کمتر از 2/5 میکرون می‌توانند در کوتاه‌مدت و همچنین بلندمدت سبب بروز بیماری‌هایی شوند که حاصل آن آسیب‌های شدید روحی و جسمانی است. در مورد منابع آلوده‌کننده هوا نباید تصور کرد که تمامی ذرات آلاینده هوا در حالت گازی هستند چرا که در سال‌های اخیر ذرات معلق که حاوی ذرات جامد کوچک و قطرات مایع هستند نیز مسائل و مشکلات زیادی را برای ما انسان‌ها به‌وجود آورده‌اند. به دیگر سخن، ماهیت اصلی ذرات متأسفانه بعد از گذشت یک دهه هنوز هم برای متخصصین و شهروندان پنهان مانده است با این همه این ذرات معلق در برخی موارد حاوی ذرات قابل زیستی بوده که برای سلامت مردم به‌شدت خطرناک هستند. این در حالی است که خاک در شرایط طبیعی دارای انواع باکتری و قارچ بوده که می‌تواند سلامت تمامی زیستمندان را مورد آسیب قرار دهد.

در حقیقت ذرات معلق می‌توانند انواع باکتری‌ها، جلبک‌ها و کپک‌ها را با خود به دورترین نقاط ممکن انتقال داده و بدین‌ترتیب سبب بروز انواع بیماری‌ها همچون آسم و آلرژی شوند (سرزمین عراق به‌خاطر جنگ‌های پی‌درپی که در آنها از بمب‌های شیمیایی و میکروبی به وفور استفاده شده ، آلوده است).

این ذرات همچنین می‌توانند مواد غیرزنده دیگری را نیز با خود جابه‌جا کنند که می‌توان به ترکیبات آلی، مواد شیمیایی خطرناک، فلزات سنگین و در نهایت گرد و غبار اشاره کرد. این در حالی است که ورود این ذرات ریز معلق به بدن انسان تنها از راه مجاری تنفسی امکان‌پذیر است که اثرات تجمعی و تخریبی این ذرات کار قسمت تنفسی بدن را مختل می‌کند. از لحاظ پزشکی نخستین سد دفاعی بدن در مقابل ذرات معلق موهای درون حفره بینی است اما باز هم امکان عبور برخی از ذرات معلق که قطر کمتری دارند وجود دارد به‌طوری‌که این ذرات در نایژه‌ها ته‌نشین شده و تعدادی از آنها وارد کیسه‌های هوایی می‌شوند.

تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد اگر ذرات معلق وارد ریه‌ها شوند و در آنجا باقی بمانند به چند طریق می‌توانند اثرات سمی خود را اعمال کنند به‌طوری‌که مطالعات نشان می‌دهد افزایش غلظت ذرات معلق در هوا می‌تواند در درازمدت بیماری‌هایی همچون عفونت‌های دستگاه تنفسی، اختلالات قلبی، برونشیت و... را به‌وجود بیاورد.

این در حالی است که استان‌های زاگرس‌نشین در سالی که گذشت نزدیک به 100 روز هوایی ناسالم را تجربه کردند.استان لرستان به‌عنوان قلب زاگرس در سالی که گذشت شاهد خزان زودرس درختان قدیمی شهر خرم‌آباد بود؛ موضوعی که زنگ خطر را برای تمامی شهروندان خرم‌آبادی به صدا در آورد. آنچه در این بین از اهمیت فوق‌العاده بالایی برخوردار است آگاه کردن مردم نسبت به خطرات بی‌شمار ذرات ریز معلق است؛ راهکاری که متأسفانه همچنان بی‌نتیجه باقی مانده است.

زاگرس نیازمند یک مرکز آسم و آلرژی است!

متأسفانه اهالی زاگرس برای پیگیری مشکلات جسمانی ناشی از تاثیرات منفی ریزگردها مجبور به مهاجرت به پایتخت می‌شوند؛ این در حالی است که هزینه درمان موقت بیش از توان مالی اکثر مردم زاگرس است؛ راهکاری که باید از سوی دولتمردان در دستور کار قرار بگیرد احداث یک مرکز بررسی تبعات ذرات ریز معلق روی سلامت اهالی زاگرس است.به هر روی امروز مشکل ریزگردها بسیار عمیق شده است و نمی‌توان تنها با راهکارهایی همچون تعطیل کردن مدارس و ادارات به این جنگ نابرابر قدم نهاد؛ تنها راه‌حل فعلی آگاه کردن مردم، افزایش سرانه فضای سبز شهری، احداث کلینیک‌های تخصصی و رایزنی‌های پی‌در پی با کشور‌های عربی است.

فصل هجوم ذرات مزاحم

ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون یکی از موارد جدی در آلودگی هوا است که سلامت شهروندان را تهدید می‌کند. علاوه بر این کارشناسان محیط زیست نیز همواره نسبت به خطر ریزگردهایی که از عراق یا بیابان‌های عربستان به خاک کشور وارد می‌شود همواره هشدار می‌دهند. موضوع همکاری‌های دو یا چندجانبه به منظور مهار ریزگردها با کشورهایی که کانون هجوم ریزگرد به ایران هستند نیز همواره به عنوان یک راه حل مطرح بوده است. این در حالی است که بسیاری از فعالان محیط زیست نیز اشاره می کنند که مهار بیابان ها یا آنچه دولت ها از آن با عنوان بیابان‌زدایی یاد می کنند باید در دستور کار دولت‌ها قرار بگیرد تا بدین ترتیب بتوان از تاثیرات مخرب ریزگردها و هجوم آن ها به شهرهای بزرگ و جنوب و غرب کشور در امان ماند. پدیده ریزگرد با شروع فصل تابستان به عنوان یکی از معضلات جدی در شهرهای بزرگ کشور مطرح است. پدیده ای که آثار سوء بر سلامت شهروندان دارد.

یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

دلایل سقوط ۳۶ پله‌ای رتبه محیط زیست ایران در جهان



چندی پیش شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی ۲۰۱۲ جهان منتشر شد و فارس در گزارش خود می افزاید: این شاخص بین المللی توسط دانشگاه «ییل» در حالی منتشر شد که ایران در میان ۱۳۲ کشور جهان با ۳۶ پله سقوط نسبت به سال ۲۰۱۰ میلادی در رتبه ۱۱۴ جهان قرار گرفته است.

در واقع این رتبه بندی هشداری برای وضعیت موجود زیست محیطی کشورهایی است که توسط روش EPI بررسی می شود. در این گزارش عملکرد محیط زیست کشورمان به حد هشدار رسیده است و چه باید کرد و چگونه می توان از میزان این نگرانی ها کاست؟

بر اساس شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی، سوئیس، لاتریا و نروژ در رتبه های اول تا سوم و کشورهای عراق، ترکمنستان و ازبکستان به ترتیب در پایین ترین رتبه جهانی قرار دارند.


ضعف ملاحظات زیست محیطی
مهندس محمد درویش، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع وزارت جهاد کشاورزی در این باره به خراسان می گوید: در ۲-۳ سال اخیر چند اتفاق بسیار تامل برانگیز در محیط زیست کشور به وقوع پیوست، دریاچه ارومیه را از دست دادیم و حدود ۳۹۰ هزارهکتار از اراضی دریاچه ارومیه تبدیل به کویر شد که از آن به عنوان بزرگ ترین رخداد بیابان زایی قرن ۲۱ یاد می شود.

وی می افزاید: معضل دیگری که بسیار قابل تامل بود روند فرو افت سفره های آب زیرزمینی در کشور است و مطابق گزارش شرکت منابع آب کشور ۷۰ دشت کشوربه طور متوسط ۱۰۲ متر افت پیدا کردند و از طرفی فرونشست زمین در برخی مناطق کشور از جمله دشت مشهد به ۳۰ سانتی متر، نیشابور ۲۵ سانتی متر و دریاچه پریشان هم ۵ سانتی متر در سال فرونشست داشته اند.

همچنین در جنوب تهران فرونشست زمین به ۳۶ سانتی متر در سال رسید در حالی که اگر فرونشست زمین به ۴ میلی متر در دنیا برسد، شرایط را بحران اعلام می کنند با این معیارها، جنوب تهران ۹ برابر وضعیت بحرانی را دارد.

مهندس درویش در مورد تنزل رتبه ایران در این ارزیابی زیست محیطی بین المللی اظهار می دارد: گزارش شاخص عملکرد زیست محیطی که طی آن رتبه ایران ۱۱۴ اعلام شد گزارش دور از انتظار نیست. در واقع باید گفت این پیش بینی همه فعالان و متخصصان محیط زیست کشور است که طی ۲ سال گذشته بارها نسبت به تخریب ها و وضعیت نابه سامان محیط زیست هشدار دادند.

این فعال محیط زیست می گوید: این هشدارها به این دلیل بود که در روند مدیریت کشور ملاحظات زیست محیطی در بحث توسعه رعایت نمی شود و این روند همچنان ادامه دارد و همین مسئله باعث رشد ساخت وسازهای مسکونی، صنعتی و طرح های عمرانی شد بدون آن که ملاحظات زیست محیطی درنظر گرفته شود بنابراین نتیجه چنین روندی تنزل ۳۶ پله ای رتبه محیط زیست کشور را به دنبال داشت.

دکتر اسماعیل کهرم استاد محیط زیست نیز در این مورد به ما می گوید: گزارش شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی (EPI) مربوط به دو سال قبل است و مطالعات دانشگاه ییل مربوط به سال ۲۰۱۰ می باشد و این مرکز آمار ۲ سال گذشته را برای وضعیت محیط زیست کشورهای مورد مطالعه که ۱۳۲ کشور می باشند ارائه می دهد.

وی می افزاید: ارائه چنین گزارش هایی هشدار برای جلوگیری از تخریب و نزول محیط زیست است در حالی که مسئولان محیط زیست کشورمان ادعا می کنند که آمار آن ها مشکوک و غیرعلمی است.

این استاد محیط زیست تأکید می کند: شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی شامل منابع آب، کشاورزی، منابع طبیعی و... می شود و موضوع محیط زیست فقط یکی از مولفه هاست.

دکتر اصیلیان استاد دانشگاه محیط زیست در این باره می گوید: در سال ۲۰۰۵ میلادی دانشگاه ییل و کلمبیا طرح شاخص پایداری زیست محیطی را ارائه دادند که در این طرح شاخص های بهداشتی و زیست محیطی لحاظ شده است.

وی می افزاید: کشورمان در برخی شاخص ها به ویژه شاخص بهداشتی پیشرفت خوبی داشت اما در برخی بخش‌ها هنوز عقب هستیم.

دکتر اصیلیان متذکر می شود: ما نتوانستیم در مورد جنگل، رودخانه، منابع آب و... خوب عمل کنیم که همین امر باعث شده که رتبه ایران نسبت به سال های گذشته نزول کند.


مستندات علمی
البته برخی از مسئولان محیط زیست در این نوع گزارش ها تردید ایجاد می کنند و این سوال مطرح می شود که مستندات علمی این گزارش ها چگونه است؟

دکتر اسماعیل کهرم استاد محیط زیست در این باره می گوید: دانشگاه ییل جزو دانشگاه های معتبر جهان است و گزارش های بدون مستندات علمی توسط این مرکز ارائه نمی شود.

وی می افزاید: گزارش های این مرکز علمی و بی طرفانه است چرا که این مرکز بر اساس شاخص های استاندارد از نزول کشور آمریکا هم خبر داده است.

این فعال محیط زیست بیان می کند: این دانشگاه از برنامه هایی که سازمان ملل متحد در ایران دارد بهره می گیرد و این سازمان هم اطلاعات علمی خود را از طریق نهادها و دستگاه های دولتی ایران نظیر سازمان حفاظت محیط زیست به دست می آورد.

دکتر کهرم متذکر می شود: وقتی آن ها از طریق برنامه های ماهواره ای کاهش جنگل ها، نابودی تالاب ها و دیگر آسیب های زیست محیطی را در کشورمان ارزیابی می کنند چگونه ممکن است مستندات آن ها پایه علمی نداشته باشد؟

دکتر سعید متصدی یکی دیگر از فعالان محیط زیست درباره اعتبار این گزارش و مرجع اعلام کننده آن به همشهری گفته است: دانشگاه ییل یکی از معتبرترین دانشگاه های دنیاست و سابقه طولانی در اندازه گیری شاخص های زیست محیطی دارد تا آن جا که این دانشگاه در سال ۲۰۰۵ روش EPI که علامت اختصاری شاخص عملکرد زیست محیطی است را ابداع کرد و هم اکنون این روش مبنای اندازه گیری و گزارش های مرتبط با محیط زیست است.

وی با اشاره به این که شاخص عملکرد زیست محیطی تمام جوانب را لحاظ می کند، خاطر نشان کرد: برای نمونه در همین گزارش اخیری که اعلام شده، میزان مرگ و میر در ایران سیر نزولی را نشان می دهد و حاکی از آن است که وضعیت بهداشت در کشور سیر صعودی دارد و به این نوع گزارش ها برای ارتقا استناد می کنیم.

دکتر متصدی یادآور می شود: همچنان که بر اساس این شاخص وضعیت آب کشور ما نامناسب دیده شده و وضعیت آب کشور آمریکا هم بی طرفانه نامناسب بیان شده است و برای هر دو کشور تراز منفی ۴۳ درصد اعلام شده است بنابراین، این واقعیت ها نشان می دهد که این شاخص مبنای علمی دارد و به دور از شائبه سیاسی عمل می شود.

مهندس درویش عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مراتع وزارت جهاد کشاورزی هم اعتبار این مرکز علمی را تأیید می کند و می گوید: این گزارش ها از نظر سازمان ملل جزو گزارش های قابل استناد محسوب می شود و کاملاً بی طرفانه است زیرا در این گزارش وضعیت منابع آب آمریکا غیرقابل قبول بیان شده است.

دکتر اصیلیان استاد محیط زیست هم بی طرفانه بودن چنین مطالعات را تأیید می کند و می گوید: مبنای تحقیقات علمی این دانشگاه بر اساس اطلاعات به دست آمده توسط دستگاه های داخلی ایران و همچنین مطالعات ماهواره ای است.

وی می افزاید: باید گفت ایران جزو کشورهای در حال توسعه است و این کشورها در زمینه محیط زیست بسیار غفلت می کنند در حالی که کشورهای توسعه یافته اولویت توسعه را بر محیط زیست قرار داده اند و از توسعه پایدار سخن می گویند.


چه باید کرد
در واقع با توجه به آمار اعلام شده درباره نزول محیط زیست ایران، حال این سوال مطرح می شود که چه باید کرد تا دیگر شاهد این روند نباشیم و از تخریب ها و بحران هم جلوگیری کنیم؟

مهندس درویش عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مراتع وزارت جهاد کشاورزی نیز در این باره چنین اظهار نظر می کند: مهم ترین اقدامی که در این زمینه باید انجام شود این است که به وضعیت موجود زیست محیطی کشور توجه کنیم تا در بررسی های آینده شاخص عملکرد زیست محیطی شاهد نزول رتبه کشورمان نباشیم.

وی می افزاید: باید نظام پایش را در کشور طراحی و راه اندازی کنیم تا این نظام به مسئولان هشدار دهد که در چه حوزه هایی بیشتر ضرر می کنیم خطر کجاست و... همچنین چیدمان طراحی توسعه را متناسب با توانمندی بوم شناسی سرزمین مورد ارزیابی و بازیابی قرار دهیم.

مهندس درویش در ادامه می افزاید: تنزل زیست محیطی کشورمان نسبت به سایر کشورها ناشی از بخشی نگری در مدیریت است، به فرض بخشی نگری در سدسازی باعث نابودی تالاب ها حتی تالاب های ساحلی شده است، زیرا این سازه های عظیم آبی بدون در نظر گرفتن حق آبه تالاب ها و زیست بوم های پایین دست اجرا شده و هنوز هم می شود.

وی می افزاید: این شیوه باعث شده تنوع منحصر به فرد تالاب های ایران در معرض نابودی کامل قرار بگیرد به طوری که نام کشور ما در فهرست مونترو و یا بیشترین تالاب های در معرض خطر درج شده است.

اما دکتر کهرم استاد محیط زیست در این باره می گوید: ما به مباحث زیست محیطی اهمیت ندادیم، شورای عالی محیط زیست را منحل کردیم و از طرفی اگر به اصل ۵۰ قانون اساسی که مربوط به محیط زیست است توجه می کردیم حال شاهد چنین تنزلی در مقوله محیط زیست نبودیم.

وی می افزاید: باید برای بهبود وضعیت تالاب ها و جنگل های کشور اعتبار لازم را لحاظ کنند. وقتی تالاب ها خشک می شود قطعا کاهش منابع آب را رقم می زند و از طرفی وقتی سطح جنگل بر اثر تخریب یا آتش سوزی کاهش می یابد، مشکلات زیست محیطی از قبیل افزایش ریزگردها، تشدید آلودگی هوا و شیوع برخی بیماری ها را به دنبال دارد.


وضعیت این گونه نیست
در مقابل اظهارنظرهای متفاوت فعالان و اساتید محیط زیست کشور رئیس سازمان محیط زیست هم واکنش نشان داد. فارس در این زمینه به نقل از رئیس سازمان محیط زیست گفت: نمی دانم این آماری که بعضی ها مطرح می کنند را از کجا می آورند، زیرا در هر آیتم و مولفه ای رتبه بندی هایی در دنیا انجام می شود.

وی افزود: مثلا در موضوع پسماندها آلایندگی هوا، گازهای گلخانه ای در میزان گازی که آزاد می شده و در موضوع کنترل بیابان و موضوعات مختلف رتبه بندی هایی در دنیا صورت می گیرد.

وی گفته است: باید دبیرخانه کنوانسیون های سازمان ملل رتبه بندی هایی را اعلام کنند و در واقع وضعیت محیط زیست ایران این گونه نیست که مطرح می شود.

همچنین سازمان حفاظت محیط زیست در مورد این رتبه بندی اظهارنظر خود را چنین بیان کرد: نمایه عملکرد زیست محیطی (EPI)، تحلیل یا توصیف محتوایی شرایط زیست محیطی کشورهاست که البته این نمایه هم مانند هر نمایه دیگری یک فرم تجمیع یافته و ترکیبی از تعداد مختلفی از شاخص های مهم و تاثیرگذاری بر شرایط مورد بررسی است.

هر چند در نامگذاری این گزارش، اولویت را به عنوان «عملکرد زیست محیطی داده است که شاخص های لحاظ شده حاکی از تاثیر مستقیم عملکرد سایر بخش های یک کشور از جمله بهداشت، انرژی، کشاورزی، صنعت و... بر کل عملکرد زیست محیطی آن کشور است لذا امتیاز کسب شده در گزارش EPI به منزله عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست نیست، بلکه نشان دهنده عملکرد همه دستگاه های ذی ربط و حتی در برخی موارد تاثیرات منطقه ای و بین المللی ناشی از عملکرد سایر کشورهاست.

با عنایت به تحلیل های انجام شده، تنزل جایگاه ایران رتبه ۷۸ در سال ۲۰۱۰ به رتبه ۱۱۴ نتیجه ای از تاثیر عوامل متعدد از جمله عوامل منطقه ای و بین المللی، تغییر شاخص ها و نحوه محاسبه آن ها، تعداد کل کشورهای حاضر در ارزیابی و عدم انتشار به موقع اطلاعات و داده ها برای ارزیابی است در مجموع قضاوت در این باره نباید تنها به عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست بسنده کند، بلکه باید به همکاری های بین بخشی و فرابخشی توجه و اقدامات سایر دستگاه های اجرایی را نیز لحاظ کند.

به هر حال وضعیت محیط زیست کشورمان بارها مورد بررسی واقع شده و کارشناسان و متخصصان محیط زیست داخلی هم در موارد متعددی هشدار داده اند. لذا باید روند نزول را که توسط شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی اعلام شده است جدی بگیریم و آن را یک هشدار تلقی کنیم تا از تخریب و نابودی بیشتر محیط زیست جلوگیری شود.

چکیده گزارش
شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی «EPI» ۲۰۱۲ توسط دانشگاه ییل منتشر شد، در این گزارش، ایران در میان ۱۳۲ کشور جهان با ۳۶ پله سقوط در رتبه ۱۱۴ جهان قرار گرفته است فعالان محیط زیست کشورمان ضمن تایید این شاخص بین المللی، روند نزولی رتبه محیط زیست کشور را ناشی از اتفاقاتی می دانند که طی چند سال اخیر رخ داده است از جمله خشک شدن دریاچه ارومیه و تبدیل ۳۹۰ هزار هکتار از اراضی آن به کویر که بزرگ ترین رخداد بیابان زایی قرن ۲۱ قلمداد شده است. همچنین افت سفره های آب زیرزمینی و فرونشست دشت ها و تخریب جنگل ها از دیگر مواردی است که باعث شده رتبه ایران نسبت به سال ۲۰۱۰ نزول یابد. البته باید گفت برخی مسئولان محیط زیست چنین گزارشی را قبول ندارند اما متخصصان محیط زیست آن را یک گزارش بی طرفانه و به دور از شائبه سیاسی می دانند زیرا آمریکا نیز از نظر منابع آب با تراز منفی در این شاخص دیده شده است. دانشگاه ییل تمام مطالعات و تحقیقات خود را بر اساس آمار و مستنداتی که دستگاه های داخلی و مراکز دانشگاهی ایران و همچنین برنامه های سازمان ملل و مطالعات ماهواره ای انجام می دهد و بر پایه مطالعات علمی این شاخص بین المللی گزارش خود را ارائه می کند. بر اساس شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی سوئیس، لاتریا و نروژ در رتبه های اول تا سوم و کشورهای عراق، ترکمنستان و ازبکستان به ترتیب در پایین ترین رتبه جهانی در این شاخص قرار دارند.


خراسان - مورخ شنبه 1391/02/23 شماره انتشار 18116
نویسنده: مریم خدیوی
یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

این نوآموز پرمدعا!

ادوارد ویلسون» بوم‌شناس نامدار آمریکایی، در کتاب «تنوع حیات(1)» می‌گوید: «در هر سانتی‌مترمکعب از خاک، هزاران موجود زنده ذره‌بینی زندگی می‌کنند. سوال اینجاست که آنها چه نقشی در زندگی ما دارند، پاسخ ساده است: نمی‌دانیم! اما باید حفظ‌شان کنیم.»

واقعیت آن است که ما با وجود تمام پیشرفت‌های چشمگیر بشری و توانایی‌های علمی، هنوز از بسیاری از زوایای پنهان جهان بی‌خبریم. حتی نیاز نیست کل جهان را مبنا قرار دهیم؛ ما هنوز کره زمین و ویژگی‌های آن را به درستی نشناخته‌ایم.
هنوز نمی‌توانیم زلزله‌ها را پیش‌بینی کنیم، در برابر وقایعی طبیعی چون آتشفشان، سونامی، گردباد و... بی‌دفاعیم و از همه ساده‌تر و البته سرنوشت‌سازتر، ما کنترل چندانی بر «جان» خود نداریم! حتی نمی‌توانیم طول عمر و زمان مرگ خود را پیش‌بینی کنیم.

توانسته‌ایم بفهمیم که اندام‌های موجودات زنده (از جمله خودمان) چگونه کار می‌کنند و گردش مواد حیاتی در بدن آنها به چه صورتی است، اما هنوز نمی‌توانیم به طور مستقل و بدون نیاز به الگویی زنده، آنها را شبیه‌سازی کنیم. از کوچک‌ترین و اساسی‌ترین واحد حیات (آن‌طور که ما دریافته‌ایم)، یعنی DNA و ژن‌ها باخبریم، ساختار آن را می‌دانیم و تا حدی نیز کارکردهای آن را می‌دانیم، اما قادر به ساخت آن نیستیم.

واقعیت ساده است، ما هنوز شاگرد کلاس اول در مدرسه «زمین» هستیم و راه درازی (که حتی انتهای آن را هم نمی‌دانیم) در پیش داریم. شاگردی کلاس اولی که تنها چند کلمه از هزاران (و احتمالا میلیون‌ها) را می‌داند و از متن پیچیده و سنگین کتاب «جهان» جز چند کلمه‌ای، هیچ نمی‌داند. با همین چند کلمه اما نمی‌توان تفسیر کرد و به درک درست رسید.
ولی همین «کلاس اولی» مدعی است که تمام کتاب را خوانده و کاملا درک کرده و با توهم اِشرافی که بر کل کتاب دارد، خود را مالک و مدیر بی‌قید و شرط آن می‌داند.
او خودش خبر دارد که از زمان حضورش تاکنون، حداقل 300 خانواده از جانوران دیگر را نابود کرده و برای مابقی نیز شرایط سختی را پدید آورده است.
او تقریبا هیچ منطقه بکری در کره زمین باقی نگذاشته و بسیاری از مناطق را با وارد کردن مواد جدید و موجودات بیگانه، تغییر داده است. او هم‌اکنون دریافته که حتی در میانه اقیانوس‌ها و در قلب باقیمانده جنگل‌های انبوه و صعب‌العبور هم ردپایی از خود به جای گذاشته و این ردپا را خود، «آلودگی» نامگذاری کرده است.
آری! ما همان نوآموز پرمدعا هستیم که برای خود حق حیات قایلیم و در عین حال نشانه‌هایی را دریافت کرده‌ایم مبنی بر اینکه حیات ما، در گرو حیات دیگر همسایه‌هایمان است اما هنوز به یقین نرسیده‌ایم. گویی باید هر چیز را به آزمون و خطا بگذاریم و اهمیت هر عنصر حیاتی را در فقدان آن دریابیم.

حتما باید دریاچه «آرال» در روسیه خشک می‌شد تا تفاوت بزرگ، بین بود و نبود آن را درمی‌یافتیم. انگار باید جنگل‌های سومالی پاکتراشی می‌شد تا بفهمیم وجود آنها، ما را از قحطی نجات می‌دهد؛ و شاید حفره لایه ازون باید ایجاد می‌شد تا ما بدانیم، مواد انسان‌ساز عمدتا اثرات مخربی بر دنیای ما می‌گذارند(2). انگار باید خانواده‌های بزرگی از جانوران منقرض می‌شدند که به دلیل بر هم خوردن تعادل زیستی، آفات و بیماری‌ها، غذا و حتی جان خودمان را هدف قرار دهند و آن موقع اهمیت حضورشان را می‌یافتیم.
ما همچون فردی که به اتاقی تاریک و پرراز و رمز وارد شده، بر در و دیوار دست می‌ساییم تا شاید آن را بشناسیم و مانند آن حکایت مشهور حضرت مولانا «فیل» را درون اتاق تاریک، تنها آن اندازه شناخته‌ایم که لمس کرده‌ایم. نگرانی آنجاست که با همین شناخت کم، خود را مدیر و صاحب آن می‌دانیم!

باید محتاط باشیم! جهان ما حاصل کنش‌ها و واکنش‌های طولانی‌مدتی است که آن را شکل داده و به شکل امروزی آن درآورده و ما تنها ذره‌ای از آنها را دریافته‌ایم و نمی‌توانیم آنها را نیز تکرار کنیم. حضور ما در کره زمین تنها یکی از میلیاردها اتفاق این کره است که روزی به وقوع پیوسته و آن‌طور که دریافته‌ایم، روزی باید این صحنه را ترک کنیم. آنچه می‌ماند، همین کره خاکی است که شرایط سخت‌تر از حضور انسان را هم از سر گذرانده و هنوز پا برجاست. ما باید به فکر خود و مطمئن باشیم که این، دیگر همسایه‌های ما در کره خاکی هستند که ما را حفظ خواهند کرد. ما با تمام توانایی‌هایمان نیز از پس خودمان برنمی‌آییم!

پی‌نوشت‌ها:
1- ترجمه «عبدالحسین وهاب‌زاده» - انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد
2- در دهه 1980 تحقیقات نشان داد که گازهای کلوروفلوئور کربن با نام اختصاری CFC که یک گاز صنعتی مورد استفاده در صنایع اسپری‌سازی است، عامل اصلی از بین رفتن لایه ازون است.

صفحه قبلی    1       2       3       4       5       ...       9    صفحه بعدی