مراسم افتتاحیه کارگاه آموزشی بین المللی قنات و معماری با حضور معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، نماینده یونسکو، سرپرست مرکز بین المللی قنات و سازههای تاریخی آبی و جمعی از مسئولان، اساتید و دانشجویان معماری استان یزد و دو مدرسه عالی معماری از کشور فرانسه، در یزد برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه یزد، این کارگاه با هدف آشنایی دانشجویان با قنات به عنوان سیستم پایدار تأمین آب، بررسی عوامل تهدید قناتهای شهری، بررسی ارتباط چند جانبهای که قنات میان شهر تاریخی، شهر جدید و حومهی روستایی برقرار میکند، برگزار میشود.
همچنین در این کارگاه که از 17 آبانماه آغاز و تا 26 این ماه ادامه خواهد داشت، به موضوعاتی مانند ارائه راه حل به منظور ادامه کارکرد پایدار قناتهای فعال و بررسی راهکارهای مختلف به منظور استفاده از قناتهای غیرفعال نیز پرداخته میشود.
"رحیم میدانی" معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا در آغاز به کار این کارگاه با بیان این که در سراسر ایران 37 هزار قنات با مجموع آبدهی سالیانه هفت میلیارد مترمکعب فعال هستند، ابراز کرد: از نگاه وزارت نیرو، قنات تنها یک موضوع تاریخی نیست و اهمیت آن فقط به ارزشهای موزه ای و آرشیوی ختم نمی شود، بلکه قنات به عنوان سنت و شیوه ای پایدار و زنده برای استحصال منطقی و عادلانه آب زیرزمینی مطرح است.
وی ادامه داد: قنات یکی از مظاهر سیستمهای پایدار و سیستمهای دوستدار محیط زیست محسوب میشود و ضمن استحصال آب زیرزمینی هیچگاه اثر سوء بر آن نداشته و موجب افت حجم مخزن سفره نشده است.
معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا ابراز امیدواری کرد تا این کارگاه فرصتی باشد برای مطالعه پیوند نظام مند قنات با یزد، یکی از کهنترین شهرهای کویری جهان، جایی که کمبود آب نه تنها محدودیتی برای آفرینشهای هنری و معماری نبوده، بلکه زمینه ظهور معماری زیبا و باشکوهی را فراهم آورده که سازگاری با طبیعت پیرامون را نیز تضمین میکرده است.
وی اظهار کرد: درسهایی که میتوان هنوز از گذشته یزد فرا گرفت، از بافت هماهنگ و فروتنانه آن با محیط پیرامون و از آنها در حل مشکلات مدرن این شهر است.
"حسین غفوری" مدیرعامل شرکت آب منطقهای یزد و سرپرست مرکز بین المللی قنات و سازههای تاریخی آبی ضمن خوش آمدگوئی به ایرانیان و غیرایرانیان شرکت کننده در این کارگاه، بیان کرد: از زیر شهر یزد حدود 70 قنات عبور می کند که متأسفانه بخش عمده ای از آنها قربانی زیادهخواهی تمدن مدرن شده و خشکیدهاند، اما تعدادی دیگر هنوز زنده اند.
وی بیان کرد: این دوره آموزشی در نوع خود اولین دوره ای است که به بررسی یکی از مهمترین روابط اجتماعی– تکنولوژیکی بشر میپردازد و در نهایت این دوره به بازیابی قناتها در زمینهای مدرن میاندیشد.
سرپرست مرکز بین المللی قنات و سازههای تاریخی آبی گفت: بر این باور هستیم که قناتها هنوز ظرفیتهای زیادی دارند که می توان آنها را حتی در ساختارهای مدرن اقتصادی و اجتماعی به کار گرفت.
غفوری ابراز امیدواری کرد تا در این دوره به نتایجی دست یابیم که ما را در نگهداری قناتهای این میراث ارزشمند فرهنگی یاری کند.
گفتنی است؛ در مراسم افتتاحیه این کارگاه از کتاب "قنات زارچ" نوشته "علی اصغر سمساریزدی" که به بررسی جنبههای مختلف تاریخی، جغرافیائی، حقوقی، اقتصادی، اجتماعی فناوری و مدیریت این قنات پرداخته است نیز رونمایی شد.
آفتاب: کرگدن حیوان بومی آسیای مرکزی و شرق آفریقا است که متاسفانه نسل این حیوان در حال انقراض است؛ به همین دلیل این حیوانات را به کنیا فرستادند تا سطح هورمون این حیوانات اندازه گیری شود و تولید مثل بیولوژیکی انجام دهند و اسپرم کرگدنهای نر توسط موسسه تحقیقات برلین نگهداری میشود تا نسل این حیوان را زیاد کنند.
به گزارش فارس، فقط شش کرگدن سفید شمالی در جهان باقی مانده است؛ در سالهای اخیر بسیاری از کرگدنها توسط شکارچیان کشته شدهاند؛ به گفته کارشناسان در ده سال آینده هیچ کرگدنی در طبیعت آفریقا وجود نخواد داشت.
برای محافظت و زنده نگه داشتن کرگدنها و زیاد کردن نسل آنان کارشناسان و مسئولین باغ وحش چک تصمیم گرفتند این حیوانات را به کنیا بفرستند و در آنجا از آنها نگهداری کنند؛ آنها دو جفت کرگدن نر و ماده را به باغ وحش Dvur Kralove در کنیا فرستادند.
یکی از قدیمیترین کرگدنهای نر به نام «سودان» 41 ساله است و در پارک حیوانات وحشی در سندیگو - آمریکا است و کرگدن نر دیگری به نام «سونی» در 17 اکتبر از دنیا رفت.
حیوانات باغ وحش کنیا در تاریخ 20 دسامبر 2009 به آنجا رفتند و بعدها به مرگ طبیعی مردهاند؛ این حیوانات از نوامبر سال 2012 در کنیا تحت حمایت مامورین مسلح هستند؛ به گفته سخنگوی باغ وحش چک، آمار و ارقام نشان میدهند:
2.250 کرگدن در سال 1960
700 کرگدن در سال 1970
100 کرگدن در سال 1981
13 کرگدن در سال 1984 در این منطقه وجود داشته اند و در حال حاضر بیش از 6 کرگدن وجود دارند.
تصاویری که مشاهده میکنید زمانی است که کرگدنها به کنیا منتقل میشدند و شاخ های آنان زده میشد تا داخل کیوسک جاشوند.
طرح توجیهی تفکیک زباله از مبدأ
ناحیه 2 منطقه 7 شهرداری تهران
چکیده:
دفع و بازیافت زباله، یکی از معضلات
جدی جهان امروز، خصوصاً در کشورهای در حال توسعه می باشد. تفکیک زباله از مبدأ به
عنوان یکی از تکنیک های مدیریت دفع و بازیافت زباله، علاوه بر رعایت اصول بهداشتی،
به کاهش هزینه ها و سودآوری نیز کمک می نماید.
اجرای
این طرح از سال 1374 در برخی نقاط سطح شهر تهران کم و بیش انجام شده است. ناحیه 2
منطقه 7 شهرداری تهران، به عنوان یکی از مناطق مهم در مرکز شهر، این امکان را دارد
تا با اجرای صحیح و پیگیری موضوع، به کاهش هزینه های دفع و جمع آوری زباله در سطح
این منطقه کمک نماید. همچنین سود حاصل از درآمدهای حاصله می تواند صرف توسعه این
امر در این بخش و یا حتی مکانیزه نمودن این امر گردد.
مقدمه:
یکی از معضلات امروز جوامع، تولید
انبوه زباله در انواع و اقسام گوناگون می باشد. با پیشرفت تکنولوژی و ظهور مصالح و
مواد جدید، دامنه این زباله ها نیز افزایش یافته است. از راه حل های اساسی جهت
مقبله با این معضل، توسعه راهکار تفکیک از مبدأ و اشاعه این فرهنگ در جامعه می
باشد.
بازیافت مواد می تواند به کاهش هزینه های تولید مواد خام،
کاهش هزینه های انسانی، حمل و نقل، انرژی وزمان و همچنین کاهش مخاطرات زیست محیطی
کمک نماید.
تفکیک
زباله از مبدأ نیازمند آموزش همگانی و استفاده از نیروهای مردمی جهت تغییر عادات و
رویه ها می باشد.
عنوان مسئله
بالا بودن میزان حجم زباله تولیدی در شهر تهران ( نمونه موردی: ناحیه 2 منطقه 7)
شرح مسئله
یکی از بزرگترین مشکلات امروزی جوامع، حجم بسیار زیاد زباله تولیدی میباشد. افراد بدون توجه به میزان نیاز و مصرف خود، مواد و وسایل مصرفی را تهیه و در نهایت با حجم وسیعی از زباله روبرو هستند. در گذشته، فرهنگ بهینه وجود داشته که بر مبنای آن، زباله های تر به عنوان کود در باغچه خانه دفن شده و به جهت محدود بودن ظروف پلاستیکی و شیشه، زباله خشک کمتری تولید میشده است. به مرور زمان و تغییر این فرهنگ، جوامع به سمت مصرفگرایی گام برداشته اند و بدون توجه به عواقب، روزانه انبوهی از زباله خشک را تولید و دفع میکنند که موجب پر شدن مراکز دفن بسیاری در تهران و حومه شده است. انواع بسته بندی های مواد غذایی و وسایل مصرفی، کاغذ و روزنامه، شیشه و پلاستیک و فلزات حجم بالایی از این زباله های را شامل میشوند که با توجه به سیستم ناکامل تفکیک، بخش اعظم این سرمایه ها بازیافت نشده و به همان شکل دفن میشوند که پیامدهای بسیار خطرناک زیست محیطی برای محیط و انسانها و دیگر موجودات را در پی دارد.
تفکیک زباله از مبدا نیازمند آموزش همگانی و استفاده از نیروهای مردمی حهت تغییر عادات و رویه ها میباشد.
منطقه 7 شهرداری تهران دارای مساحتی بالغ بر15366862 متر مربع بوده که 2/1٪ مساحت کل شهر تهران است و از لحاظ وسعت، مقام پانزدهم را در بین مناطق شهر تهران دارا است. و جمعیتی در حدود 309745نفر در این بخش ساکن هستند.
منطقه 7 شهرداری تهران ازشمال همجوار مناطق 4 و 3 از شرق با منطقه 8 و از غرب با منطقه 6 و از جنوب با مناطق 12 و 13 شهرداری تهران همسایه است. مرز شمالی این منطقه بزرگراه رسالت، مرز شرقی خیابان سبلان و قسمت جنوبی خیابان مجیدیه (استاد حسن بنا)، مرز جنوبی خیابانهاى انقلاب و دماوند و مرز غربی آن بزرگراه مدرس و خیابان شهید دکتر مفتح است.
این منطقه که در قلب تهران قرارگرفته است، دارای 5 ناحیه و 19محله است. محلات گرگان، نظامآباد، عباسآباد، عشرتآباد و اندیشه از محلات مشهور این منطقه هستند.
ناحیه 2 منطقه 7 شهرداری تهران دارای مساحتی بالغ بر2 کیلومتر مربع و با جمعیتی در حدود 65148 نفراست، که به صورت تقریبی در 16000 خانوار ساکن منطقه حضور دارند. حدود منطقه از شمال به خیابان پلیس، از جنوب به خیابان انقلاب، از شرق به خیابان های اجاره دار و سرتیپ نامجو و از غرب به خیابان دکتر شریعتی می رسد.
در جدول 1 درصد زباله های شهری تولید شده در منطقه 7 نسبت به کل زباله تولید شده در تهران درسال های 86-90 آمده است. در سال 90 چیزی معادل 100هزاز تن در منطقه 7 زباله شهری تولید شده است.
جدول شماره 1- درصد تقریبی ماهیانه پسماندهای خشک ناحیه 2 منطقه 7 شهرداری تهران
عنوان |
نان |
پلاستیک |
کاغذ و کارتن |
شیشه |
آهن |
فلزات |
پت و مشمع |
منسوجات |
کیلو |
23005 |
30425 |
110258 |
4094 |
30005 |
9887 |
18947 |
20826 |
سود آوری و توجیه اقتصادی طرح:
با توجه به آمارهای ارائه شده در جدول 1 و حدود قیمت هر کیلوگرم از هر یک از زباله های خشک قابل استفاده مجدد و فروش، میتوان به سادگی دریافت که در صورت اجرای صحیح این طرح میتوان به مرور زمان به بازدهی اقتصادی قابل قبولی رسید و هزینه های اجرا و مدیریت را نیز از محل همین سوددهی تامین نمود. از طرف دیگر، با اجرای این طرح میتوان برخی نیروهای مورد استفاده در بخش تفکیک و دفن را به این بخش ها منتقل نمود و عملاً هزینه ای به کل پروژه اضافه نمیگردد، بلکه از بخشی به بخش دیگر جابجا میشود.
در حال حاضر صدها تن انواع زباله و پسماند شهری در منطقه 7 شهرداری تهران، هزینه های گزافی به جمع آوری، حمل و دفن زباله اختصاص می یابد. لذا با اجرای طرح بازیافت و تفکیک از مبدا پسماندهای خانگی و حتی عمرانی و ساختمانی، علاوه بر کاهش خطرات زیست محیطی و بهداشتی، از محل بازیافت مواد باارزش میتوان به درآمدزایی نیز رسید و همچنین با کاهش حجم زباله ی ورودی به مراکز دفن، به طول عمر این مراکز نیز کمک نمود.
تجربیات پیشین اجرای این طرح نشان میدهد که آموزش و تبلیغات و نیز ایجاد انگیزه های اقتصادی در شهروندان و نیز بالا بردن آگاهی آنها از خطرات بهداشتی و زیست محیطی میتواند به مشارکت هرچه بیشتر مردم در اجرای این طرح ها کمک شایانی نماید.
پیشنهادات:
فرهنگ سازی و آموزش جهت تولید کمتر زباله، کاهش استفاده از ظروف یکبار مصرف، جایگزینی کیسه های پارچه ای به جای کیسه های پلاستیکی، اصلاح فرهنگ خرید به میزان مصرف و نیاز
- استقرار یک متصدی با برخورد مناسب در ایستگاه و ارائه کالاهای بهداشتی همچون صابون، شامپو، پودر و ... در قبال دریافت پسماندهای خشک،
- استفاده از رسانه های جمعی و تبلیغات خیابانی جهت هشدارهای زیست محیطی مربوط به زباله ها،
- ارائه طرح های تشویقی برای مجتمع هایی که طرح تفکیک از مبدا را انجام میدهند؛
- برنامه منظم هفتگی جهت جمع آوری و نظارت مداوم بر آن ،
- آموزش در پارک ها، مدارس، مساجد و مراکز فرهنگی،
- قرار دادن مخازن تفکیک در نقاط اصلی محلات.
نتایج عدم اجرای طرح تفکیک از مبدأ
1- عدم تعادل میان توسعه فیزیکی نواحی شهر و فرصت های شغلی، مسکن، خدمات اساسی، زیرساخت های اجتماعی، حمل و نقل و کیفیت محیط در نواحی مختلف شهر تهران
2- سطح پایین کیفیت محیط شامل آلودگی هوا، پوشش گیاهی، دمای سطح زمین و آلودگی صوتی
3- قطبی گرایی خدماتی در مرکز شهر تهران و مشکلات زیست محیطی
4- زیرساختهای شهری ناکافی
5- استفاده نامناسب از انرژی، بهره برداری و تخریب بیرویه منابع پایه، افزایش جمعیت، الگوهای نامعقول تولید و مصرف، افزایش آلودگیها
6- عدم بازیافت زباله
7- تخریب بی رویه ساختمان و حجم بالای خاک و نخاله های ساختمانی
8- ظرفیت محدود مراکز دفن زباله
9- عدم وجود سیستم های آموزشی مناسب الگو سازی و فرهنگ سازی در جهت حفاظت محیط زیست و کاهش تولید زباله
10- محدودیت مراکز خدمات رسانی جهت تفکیک زباله
11- بالا بودن میزان حجم زباله تولیدی در شهر تهران
12- هدررفت انرژی های پاک
13- عدم وجود نظام هماهنگ جهت توزیع زیرساخت های شهری و خدمات
14- آلودگی صوتی به دلیل افزایش بی رویه و بدون برنامه تولید خودروهای شهری
15- عدم ضدعفونی کردن زباله های بیمارستانی بیش از دفع
16-عدم وجود نظام هماهنگ در ساخت و سازهای شهری (نما، کفپوش و...)
17- عدم وجود یک سازمان هماهنگ کننده میان سازمان ها و ادارات مرتبط در یک پروسه جهت کاهش بروکراسی
18- عدم توازن در پراکندگی مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی و کتابخانه های شبانه روزی در نقاط مختلف شهر تهران
19- عدم سرمایه گذاری بر روی بازیافت پسماندهای خانگی، ساختمانی و عمرانی
20- عدم برنامه ریزی جهت کارآفرینی با مواد دورریز
21- عدم تعادل میان میزان ساخت و سازهای شهری و برنامه ریزی های بلند مدت و کوتاه مدت در زمینه توسعه های شهری
22- پراکندگی در زیر مجموعه های سازمانی که چندان هم ضروری بنظر نمی رسد. (وجود واحدهای تایپ، دبیرخانه، ثبت، کنترل، تأیید،
یک تیم تحقیقاتی از انجمن حفاظت از حیات وحش باغ وحش برونکس در نیویورک با آزمایش
بر روی یک ماده ببر سیبریایی به نام "ساشا" دریافتند که یوزپلنگها، ببرها، پلنگها و
در کل تمام گربه های بزرگ علاقه زیادی به بوی ادوکلنهای مردانه دارند و به محض حس
کردن رایحه این عطرها به سرعت جذب آنها می شوند. بنابراین مردانی که عادت به
استفاده از ادوکلن دارند مراقب باشند که یک ببر 200 کیلویی با یک دم دراز را به طرف
خود جلب نکنند.
از مدتها قبل دانشمندان می دانستند که حس بویایی گربه سانان
بسیار بهتر از حس بویایی انسان عمل می کند. اکنون این محققان با انجام این آزمایش
نشان دادند که می توانند برای جذب گونه های گربه سان در حال انقراض و پرورش آنها از
ادوکلنهای معروف استفاده کنند.
در این آزمایش، عطرهای مختلف بر روی ساشا آزمایش شد. در این آزمایش
به روی یک درخت ادوکلنهای مختلف را پاشیدند و زمان عکس العمل ماده ببر را نسبت به
عطر مورد ارزیابی قرار دادند.
نتایج این تحقیقات نشان داد که این ببر به مدت دو
ثانیه جذب عطری از محصولات شرکت Estée Lauder ، پانزده ثانیه مجذوب عطری از Revlon
، ده دقیقه جذب ادوکلنی از شرکت Nina Ricci و 11 دقیقه و 10 ثانیه شیفته محصولی از
"کالوین کلین" شد.
این ادوکلن که بیشترین محبوبیت را نشان داد به گونه ای ساشا
را مجذوب خود کرد که حتی از غذا خوردن صرف نظر کرد و برای مدت زمانی کنار درخت نشست
و رایحه عطر را استنشاق کرد.
براساس گزارش وال استریت ژورنال، در 14 سال گذشته
جانورشناسان و حافظان حیات وحش در حال انقراض به دنبال روشهایی برای جذب و کنترل
گربه سانان بوده اند.
اکنون به نظر می رسد که این محققان روشی را برای جذب و
مراقبت این حیوانات پیدا کرده باشند. هر چند با اعلام این نتایج این خطر وجود دارد
که این حیوانات در معرض سوء استفاده شکارچیان قرار گیرند.
مهر
فصل کوهپیماییهای بهاره و تابستانی در طبیعت ایران فرارسیده است. به گمانم جز
اینکه به یکدیگر یادآوری کنیم ورود، حضور و خروج از عرصههای طبیعی نیاز به دانش،
دقت و حساسیت بالایی دارد چاره دیگری نداریم. متولیان عرصههای طبیعی وظایف ذاتی
خود را به درستی انجام نمیدهند.
قوانین بزرگ به سادگی نقض میشود و درست به
همین دلیل ما باید به رعایت همین قواعد کوچکی که میتوانیم رعایتشان کنیم، پافشاری
کنیم. همین که یک کولهپشتی به دوش بگیریم و کفشی به پا کنیم اهل طبیعت نشدهایم.
باور کنیم که نیاز به دانستن بسیاری چیزها داریم. برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر
میرسد، آدمهای اهل طبیعت از مهمترین مخربین آن محسوب میشوند. کافی است انبان
انباشته از سبزیهای کوهی کوهنوردان پا به سن گذاشته را در یک بعدازظهر بهاری در
میدان سربند تهران به تماشا بایستید تا کمی به این جمله ابتدایی من بیندیشید.
اینکه چرا این اتفاق رخ میدهد از نظرگاههای گوناگونی قابل نگریستن است.
یک منظر، دیدگاه جامعهشناختی است که شاید به رفتارهای ویژه نسلها و برخی
ارتباطهای ویژه در ساخت جوامع نظر داشته باشد. الگوهای تربیتی گروههای مختلف
اجتماعی نیز میتواند مورد توجه قرار گیرد. برخی تحلیلهای پیچیدهتر روانشناختی را
هم میتوان به این داستان چسباند. فعلا به بیان چند تجربه و یک تلنگر کوتاه آموزشی
بسنده میکنم.
سال گذشته از مسیر روستای «شاه شهیدان» قصد صعود به قله
«درفک» در استان گیلان را داشتیم. از محله «ارده ناو» که در انتهای منطقه جنگلی
قرار گرفته جادهای ماشینرو تا خود کاسه قله پیش رفته است. با اندک اطلاعاتی که از
مسایل محیطزیستی داشتم، هرچه کردم دلیل عقلانی ساخت این جاده هولناک را نفهمیدم.
جادهای که جبهه شرقی کوه درفک را شکافی عمیق میدهد تا به دهانه آن برسد. آنجا چند
کلبه کوچک متعلق به چوپانان محلی وجود دارد. تا اینجای داستان، دعوای دیگری است.
زخمی کردن بیدلیل و بادلیل عرصههای طبیعی همچنان ادامه دارد و متولیان سازمان
محیطزیست... خب حتما دارند وظایفشان را انجام میدهند!
گروهی کوهنورد با
یال و کوپالی مثال زدنی و تا بن دندان مجهز، در راه فتح قله بودند. کسانی که از دود
و دم شهر گریختهاند، به دامان طبیعت پناه آوردهاند و تو چه خبر داری که چه احساس
یگانهای نسبت به طبیعت دارند! درست بیرون جنگل جاده را رها کردند و حرکت خود را از
روی یالی پانخورده ادامه دادند. یک گروه بیست یا سی نفره. سنگریزهها از زیر
پایشان غلت میخوردند و در شیب دامنه به پایینتر سقوط میکردند. علفهای تازه زیر
پایشان له میشدند و خاک نرم تازه بارانخورده کوبیده میشد. آنها در حال باز کردن
معبری تازه بودند. اعتراض کوچکی به سرپرست گروه کردم و از همراهان خود خواستم که در
جاده به راه خود ادامه دهیم.
بالای قله: کوهنوردان قله را فتح کردهاند. به
دوردستها خیره میشوند و احساس غرور میکنند! بیشترشان به ما بیاعتنا هستند و از
پچپچها اینطور به نظر میرسد که از دیدن دوباره چند آدم از خود راضی که همهجا
هستند و حتی در دل این طبیعت پاک هم دست از سر آنها برنمیدارند، زیاد خوشحال
نیستند. یکی از اعضای گروه به سراغ ما میآید تا اعلام کند که در کل با نظر من
درباره باز نکردن راهی تازه در مسیری که یک جاده دارد به پهنای عبور یک کامیون
موافق است اما نباید زیاد افراطی بود. چند نفر به او ملحق میشوند. جملهها تکراری
است: «این همه راه آمدهایم که از یک جاده ماشینرو به قله برسیم؟» «با احساس واقعی
حضور در طبیعت که این همه راه دنبالش آمدهایم چه کنیم؟» جملهها زیاد است.
اما
جان کلام این است. من حق ویژهای دارم که از طبیعت هر طور که دوست دارم استفاده
کنم. دیدگاه همان است که بز کوهی را تنها یک نشانه برای شلیک یک گلوله تصور میکند.
کوه سازهای است که باید به زیر پای من بیاید. من حق دارم آن را فتح کنم. از هر
سینهکشی خواستم بالا بروم تا حس انسان فاتح را در خودم زنده نگه دارم. طبیعت منبعی
است که من تصمیم میگیرم چگونه و در چه زمانی از آن چه استفادهای کنم. طبیعتروها
مخربان اصلی برخی از دست نیافتنیترین عرصههای طبیعی هستند. دوستانی که در اوایل
دهه 70 از قله باشکوه دماوند چند گونی قوطیهای خالی کنسرو جمع کردند و به پایین
آوردند، واقعیت این جمله را خوب درک میکنند.
دوستانی که با هم در «حصار
چال» چادر زدیم در یک عصر تابستانی دور، شاهد یک خرمن بزرگ از گَوَنهایی بودند که
یک گروه هشتنفره از کوهنوردان برای دم کردن چای، از طبیعت بیمانند تختسلیمان درو
کرده بودند. واکنش طعنهآمیز آنها به پرسش ما درباره لطمهای که به پوشش گیاهی
منطقه وارد میشود به یاد دوستانمان مانده است. تنها پیشنهاد من این است که در
مواجهه با طبیعت باید با وسواس عمل کنیم. هر عملی که در مخرب بودن یا نبودن آن شک
داریم به احتمال زیاد مخرب است. هر کاری که قبلا میکردیم و هیچگاه درباره درستی و
نادرستیاش اندیشه نکردهایم احتمالا نیاز به بازنگری دارد. هر رفتاری که بیشتر
طبیعتگردان میکنند الزاما کاری درست نیست. هر کاری که کوهنوردان قدیمی انجام
میدهند به احتمال فراوان نیاز به مرور مجدد منابع و بازپرسی درباره تاثیرش بر
طبیعت و بر خود ما دارد.
فعالیتهای گروهی به دلایل زیادی نیاز به دقت
بیشتری از منظر تخریب طبیعت دارند. پوشش گیاهی و جانوری مناطق کوهستانی ایران
بهشدت شکننده و در معرض آسیب بالا هستند پس باید با دقت بسیار با آنها برخورد
کنیم. سرزمین ما سومین کشور جهان از نظر فرسایش خاک است. این به معنی آن است که هر
ریشه کوچکی که زیر پای ما له میشود، سهم مهمی از حفظ خاک را بر عهده داشته است. هر
پایه درخت کهنسالی، حاصل تلاش سالیانی دراز است که بر دوش طبیعت سرزمین بوده است.
زبالههایی که در طبیعت جا میگذاریم خاک را آلوده میکنند. آبها را میآلایند و
جانوران را آزار میدهند. بیندیشیم که پیش پای ما پرندهای از نهری که در آن زباله
انداختهایم آب مینوشیده است و ما روزی از همین آبی که خود آلوده میکنیم، خواهیم
نوشید. طبیعتدوستان و طبیعتگردان پیشقراولان برنامههای حفاظت از محیطزیست در
سراسر جهان بودهاند، پس طبیعتگردان ایرانی نیز میتوانند پاسداران عرصههای طبیعی
سرزمین باشند نه پیشگامان تخریب.
ابوالفضل وطنپرست/ فعال
محیطزیست - جمعیت داوطلبان سبز
شرق / شماره 1515
مــحیطزیــست اســتانهـــای زاگرسنشین در یک دهه گذشته شاهد بروز ناخالصی
ویژهای در جریان هوا بودهاند؛ چالشی جدی که نتیجه آن بروز آسیبهای اقتصادی،
اجتماعی و بهخطر افتادن سلامت میلیونها ایرانی بوده است.
ذرات ریزی که در
سالهای اخیر آسمان 21 استان کشور را دربرگرفتهاند حاصل مدیریت غلط سیاستمداران
منطقه خاورمیانه روی داشتههای طبیعی سرزمینهایی است که اقلیم غالب آنها خشک و حتی
فراخشک است.
احداث سدهای بزرگ روی رودخانهها و تالابهای مهم و تاثیرگذاری
همچون دجله و فرات و عدم پرداخت حقابه تالابهای طبیعی کشورهای عربی سبب ایجاد
کانونهای عظیم گرد و غبار شده است؛ وسعت چشمههای گرد و غبار سبب تشدید شرایط
بحرانی منطقهای شده است که کشور عزیزمان ایران بهخصوص استانهای زاگرسنشین درگیر
مسائل خاص زیستمحیطی شدهاند.
ذرات ریز کمتر از 2/5 میکرون میتوانند در
کوتاهمدت و همچنین بلندمدت سبب بروز بیماریهایی شوند که حاصل آن آسیبهای شدید
روحی و جسمانی است. در مورد منابع آلودهکننده هوا نباید تصور کرد که تمامی ذرات
آلاینده هوا در حالت گازی هستند چرا که در سالهای اخیر ذرات معلق که حاوی ذرات
جامد کوچک و قطرات مایع هستند نیز مسائل و مشکلات زیادی را برای ما انسانها
بهوجود آوردهاند. به دیگر سخن، ماهیت اصلی ذرات متأسفانه بعد از گذشت یک دهه هنوز
هم برای متخصصین و شهروندان پنهان مانده است با این همه این ذرات معلق در برخی
موارد حاوی ذرات قابل زیستی بوده که برای سلامت مردم بهشدت خطرناک هستند. این در
حالی است که خاک در شرایط طبیعی دارای انواع باکتری و قارچ بوده که میتواند سلامت
تمامی زیستمندان را مورد آسیب قرار دهد.
در حقیقت ذرات معلق میتوانند انواع
باکتریها، جلبکها و کپکها را با خود به دورترین نقاط ممکن انتقال داده و
بدینترتیب سبب بروز انواع بیماریها همچون آسم و آلرژی شوند (سرزمین عراق بهخاطر
جنگهای پیدرپی که در آنها از بمبهای شیمیایی و میکروبی به وفور استفاده شده ،
آلوده است).
این ذرات همچنین میتوانند مواد غیرزنده دیگری را نیز با خود
جابهجا کنند که میتوان به ترکیبات آلی، مواد شیمیایی خطرناک، فلزات سنگین و در
نهایت گرد و غبار اشاره کرد. این در حالی است که ورود این ذرات ریز معلق به بدن
انسان تنها از راه مجاری تنفسی امکانپذیر است که اثرات تجمعی و تخریبی این ذرات
کار قسمت تنفسی بدن را مختل میکند. از لحاظ پزشکی نخستین سد دفاعی بدن در مقابل
ذرات معلق موهای درون حفره بینی است اما باز هم امکان عبور برخی از ذرات معلق که
قطر کمتری دارند وجود دارد بهطوریکه این ذرات در نایژهها تهنشین شده و تعدادی
از آنها وارد کیسههای هوایی میشوند.
تحقیقات به عمل آمده نشان میدهد اگر
ذرات معلق وارد ریهها شوند و در آنجا باقی بمانند به چند طریق میتوانند اثرات سمی
خود را اعمال کنند بهطوریکه مطالعات نشان میدهد افزایش غلظت ذرات معلق در هوا
میتواند در درازمدت بیماریهایی همچون عفونتهای دستگاه تنفسی، اختلالات قلبی،
برونشیت و... را بهوجود بیاورد.
این در حالی است که استانهای زاگرسنشین
در سالی که گذشت نزدیک به 100 روز هوایی ناسالم را تجربه کردند.استان لرستان
بهعنوان قلب زاگرس در سالی که گذشت شاهد خزان زودرس درختان قدیمی شهر خرمآباد
بود؛ موضوعی که زنگ خطر را برای تمامی شهروندان خرمآبادی به صدا در آورد. آنچه در
این بین از اهمیت فوقالعاده بالایی برخوردار است آگاه کردن مردم نسبت به خطرات
بیشمار ذرات ریز معلق است؛ راهکاری که متأسفانه همچنان بینتیجه باقی مانده
است.
زاگرس نیازمند یک مرکز آسم و آلرژی است!
متأسفانه اهالی زاگرس
برای پیگیری مشکلات جسمانی ناشی از تاثیرات منفی ریزگردها مجبور به مهاجرت به
پایتخت میشوند؛ این در حالی است که هزینه درمان موقت بیش از توان مالی اکثر مردم
زاگرس است؛ راهکاری که باید از سوی دولتمردان در دستور کار قرار بگیرد احداث یک
مرکز بررسی تبعات ذرات ریز معلق روی سلامت اهالی زاگرس است.به هر روی امروز مشکل
ریزگردها بسیار عمیق شده است و نمیتوان تنها با راهکارهایی همچون تعطیل کردن مدارس
و ادارات به این جنگ نابرابر قدم نهاد؛ تنها راهحل فعلی آگاه کردن مردم، افزایش
سرانه فضای سبز شهری، احداث کلینیکهای تخصصی و رایزنیهای پیدر پی با کشورهای
عربی است.
فصل هجوم ذرات مزاحم
ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون
یکی از موارد جدی در آلودگی هوا است که سلامت شهروندان را تهدید میکند. علاوه بر
این کارشناسان محیط زیست نیز همواره نسبت به خطر ریزگردهایی که از عراق یا
بیابانهای عربستان به خاک کشور وارد میشود همواره هشدار میدهند. موضوع
همکاریهای دو یا چندجانبه به منظور مهار ریزگردها با کشورهایی که کانون هجوم
ریزگرد به ایران هستند نیز همواره به عنوان یک راه حل مطرح بوده است. این در حالی
است که بسیاری از فعالان محیط زیست نیز اشاره می کنند که مهار بیابان ها یا آنچه
دولت ها از آن با عنوان بیابانزدایی یاد می کنند باید در دستور کار دولتها قرار
بگیرد تا بدین ترتیب بتوان از تاثیرات مخرب ریزگردها و هجوم آن ها به شهرهای بزرگ و
جنوب و غرب کشور در امان ماند. پدیده ریزگرد با شروع فصل تابستان به عنوان یکی از
معضلات جدی در شهرهای بزرگ کشور مطرح است. پدیده ای که آثار سوء بر سلامت شهروندان
دارد.